امروز كه مي نويسم مي دانم تو مي خواني ...
اين را از اشك هاي روي گونه ام مي دانم از غم تنهايي مي دانم...
از اين لحظه هاي بيكسي ام مي دانم ...
مي نويسم ازسردلتنگي وبهانه روي تو...
بهانه كوي تو...
بي قرارتوام...
مي نويسم كه عرض كرده باشم دلم تنگه ارباب...
و مي نشينم به انتظار تا جواب اين دلتنگ وبيسرسامان را بدهي....
دل مجنون زغم ویران شد ولیلی نیومد....
سراومد عمرمن آن دلبررعنا نیومد....
التماس دعای فرج

ثانیه ها را عبور می کنم و دقایق را مرور...
تا ساعتی از انتظار سبز را ورق می زنم
ای ناب ترین غزل و ای روشن ترین حضور
سالهاست نگاهم در پشت پنجره امید به انتظار تو نشسته...
چگونه باور کنم که در این هیاهوی حیله و ریا قلبم به یاد تو نتپد؟
ای باغبان گل های معنویت ای کوکب هدایت
ای بهاری ترین نسیم
ایا میشود روزی گرمای حضورت را حس کنم؟
ایا ان روز زنده خواهم بود؟
هر ادینه بوی ندبه صدای اشک یاد فرج و دستان مشتاقت خسته تر
از روزهای دیگر به سمت خدا قد می کشد تا سبد هاشان لبریز از میوه
ظهور شود!!!
اما هر چقدر طول بکشد دلم به انتظار تو گرم است و من همین جا پشت همین پنجره چشم به آفاق می دوزم و انتظار قدمهای سبز تورا می کشم
زیرا می دانم که خواهی آمد
بیا ای صاحب لحظه های ناب تنهایی
یا علی

كيستم من،مي كني گه ياد من،گه بسوزاني دل ناشاد من
كيستم من،ساعتي با من خوشي،ساعتي با اَهْرِمَن
كيستم من،كه تويي دركوي من، گاه خنجر مي كشي بر روي من
كيستم من،گاه با ما دوستي ،گاه بنمائي، به اعداء دوستي
كيستم من،قدر من نشناختي ،آمدي اندر حريمم تاختي
كيستم من،مخفي و غربت منم،مصطفي و حيدر ِ زهرا، منم
كيستم من،ياسين گلشن عترت منم،ساقي ميخانه ي غربت منم
كيستم من،اي به حقم ناسپاس،با تواَم اي هميشه ناشناس
كيستم من،بارها در غصه ام انداختي، بارها ديدي مرا نشناختي
كيستم من،بارها ديدم ترا كردم سلام ،تو جواب من ندادي يك كلام
كيستم من،بارها ديدم كه در هر انجمن،مست ِ اغياري و غافل تو ز من
كيستم من،بارها ديدم گنه كاري ِتو ،گريه كردم بر تبه كاري ِتو
كيستم من،بارها جايت خجل گرديده ام، شرمسار و منفعل گرديده ام
كيستم من،بارها با هر گناه و هر بدي، آمدي بر روي من سيلي زدي
كيستم من،بس كنم ديگر اين گفت وشنود، عقده بود و در گلويم مانده بود
هر چه بود ايام آن دوران گذشت ، هر چه كردي ، هر چه بودي آن گذشت
حال از نوع عمل آغاز كن،باب عشق ديگري آغاز كن
عشق، عشق ِ يك سوي ِ،يقينْ،باطل بُوَد، اين دل ِ ما هم به تو مايل بُوَد
ما به تو عشق و محبت داده ايم ،ما به تو شوق شهادت داده ايم
ما به تو هجران و وصل آموختيم، ما قباي عشق بهرت دوختيم
ما به قلبت مهر را انداختيم،در دلت شور و صفا انداختيم
ما تو را اول صدايت كرده ايم، ما براي خود جدايت كرده ايم
ما به نام خويش در بَسْتت زديم،داغ عشق خويش،بر دستت زديم
ما تو را اين سو و آن سو مي بريم، ما تو را با هر بدي هم مي خريم
ما به تو آخر سعادت مي دهيم، بهرِ تو از جام ِ شهادت مي دهيم
اي عزيزم، ما كه هر كاري برايت مي كنيم،در قيامت كِي رهايت مي كنيم.

همواره در برابر لیلا جنون کم است
شیرین اگر تویی به خدا بیستون کم است
تنها دلیل کثرت شاعر تویی ولی
هر قدر شعر گفته شده تا کنون کم است
من آمدم که یک شبه شاعر شوم تورا
اما برای وصف تو عمر قرون کم است
من آه می کشم که چه می خواهی از دلم
باور مکن کشیدن آه از درون کم است
هرگز امید بردن یوسف نداشتم
دستی که پوچ آمده بی چندو چون کم است
کاری کن ای عزیز زلیخا شود دلم
یوسف اگر تویی جگر غرق خون کم است....
"اللّهـم عجـل لوليـك الفـرج" 
بيا مهـدي به ما يكدم نظر كن
شب تاريك ما را هم سحـركن
لباس رزم خود مولا به بر كن
نداي من "اناالمهـديت" سركن
يقين دارم كه روزي خواهي آمد
بيا مهـدي كه من مشتاق رويت
شبي عاكف شوم در بزم كويت
چومهماني نشينم روبرويت
تمام عالمي، در جستجويت . . .
(برگرفته از وبلاگ اشعار فاطمی)

"اللهم عجل لولیک الفرج"
بیقرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
همچو عکس رخ مهتاب که افتاده درآب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

على كورانى ، ترجمه: عباس جلالى
قبل از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، كشور ايران در تصور غربيها پايگاهى حياتى، آن هم در مرز شوروى و در قلب جهان اسلام به حساب مىآمد و از ديدگاه مسلمانها كشورى اسلامى و اصيل به شمار مىرفت كه «شاه» سر سپرده غرب و همپيمان اسرائيل بر آن حكومت مىكرد و براى خوش خدمتى به اربابانش، كشورش را دربست در اختيار و خدمت آنان قرار داده بود.
علاوه بر آنچه كه در تصور ديگران بود، در ذهن يك فرد شيعه ، كشورى بود كه در آن مرقد مطهر امام رضا، عليهالسلام، و حوزه علميه قم وجود داشت، كشورى داراى تاريخى اصيل و ريشهدار در تشيع و علما و انديشمندان شيعه و تاليفات گرانبها، زمانى كه به روايات وارده در خصوص مدح و ستايش ايرانيان بر مىخوريم و آنها را بررسى مىكنيم، به يكديگر مىگوييم: اين روايات مانند روايتهايى است كه مدح و ستايش و يا مذمت اهل يمن، و يا بنى خزاعه را مىنمايد. از اين رو هر روايتى كه مدح و ستايش و يا مذمت گروهها و قبيلهها و بعضى كشورها را در بر دارد، نمىتواند بدون اشكال باشد. گرچه اين روايات صحيح و درست مىباشند، اما مربوط به تاريخ گذشته و احوال مختلف ملتهاى صدر اسلام و قرنهاى اوليه آن است.
اين طرز فكر رايجبين ما بود، كه امت اسلامى در حالتى جاهلانه، فرمانبردار سلطه كفر جهانى و نوكران اوست، در بين ملتها هيچ يك بر ديگرى برترى ندارد و چه بسا همين ايرانيان مورد بحث، بدتر از ساير ملتها بودهاند، به دليل اينكه آنان طرفداران تمدنى كفر آميز و برترى جوييهاى ملى و نژادى بودهاند كه سر سپردگانى چون شاه و اربابان غربىاش براى ايجاد چنين تز و طرز فكرى و تربيت مردم ايران، بر همين روش پافشارى مىكردند.
... تا اينكه پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، مسلمانان را در سطح جهان غافلگير كرد و قلبهاى غمگين آنان را چنان از خوشحالى و شادى سرشار نمود كه در قرنهاى گذشته بىسابقه بود، بلكه بالاتر، آنان تصور چنين پيروزى را نداشتند. اين سرور و خوشحالى همه كشورها و ملتهاى مسلمان را در بر گرفت، از جمله مظاهر خوشحالى مردم، اين بود كه همهجا صحبت از فضل و برترى ايرانيان و طرفداران سلمان فارسى بود، بطور مثال، يكى از صدها عنوانى كه در غرب و شرق جهان اسلام منتشر و پخش شد، عنوان و تيتر مجله تونسى «شناخت» بود كه در آن آمده بود: «پيامبر، صلىاللهعليهوآله، ايرانيان را جهت رهبرى امت اسلامى برمىگزيند» اين نوشتهها، خاطرات ما را درباره ايرانيان تجديد كرد و دريافتيم رواياتى كه از پيامبر، صلىاللهعليهوآله، درباره آنان وارد شده است تنها مربوط به تاريخ گذشته آنها نبوده، بلكه ارتباط به آينده نيز دارد...
ادامه مطلب را بخوانید.

علی علیه السلام و زیبائیها:
زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.
زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.
زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.
زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.
میلاد با سعادت مولی الموحدین سروروسالار شیعیان جهان حضرت علی (ع) بر تمامی شیعیان راستین آن حضرت مبارک باد
روز پدر رو به تمامی پدران مهربان ایران زمین تبریک میگم

برای اين دلتنگ ومجنون يار...
فقط تنها ناجي اين قلب شكسته تويي
امشب به خلوت دل من می آيی؟
كاش مي فهميدي دل من غم دارد..حتم دارم كه مي داني ومي خواني قلبم را
غم من دوري نيست ارباب...!!
دل من حسرت گرماي دستان پرمهرت...سياهي دلرباي زلف پرپيچ وتابت...
ودراين خالي محض وسكوت غم بار وفراق
دل من عطرتورا كم دارد...دل من بهانه گل نرگس دارد...
لحظه ها..ثانيه ها...گزرعمر وخيال همه ازشوق حضورت گم شد...
آه ...كاش اين دل هميشه بيداربماند ودرپي خواب نباشد ارباب...
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم ...
گرچه خود مرا مي شناسي ومي داني دركجايم
درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي هايم قدم بگذار!
خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو!
کلبه ي غريبي ام را پيدا مي کني،
کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي انتظار!
درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو!
حرير غمش را کنار بزن!اين همه بهانه ازغم توست...تو!
آنگاه مرا درياب كه سخت محتاج توام ارباب...

التماس دعاي فرج...
غروب عمر شب انتظار نزدیک است
طلوع مشرقی آن سوار نزدیکست
دلم قرار نمی گیرد از تلاطم عشق
مگو برای چه، وقت قرار نزدیک است
%25200488.jpg)
گفتوگو با علامه سيدمحمدحسين طباطبايي
اشاره:
متن حاضر حاصل پرسش و پاسخهايي است كه در زمينة مباحث مختلف مرتبط با موضوع مهدويت، با علامة سيد محمدحسين طباطبايي(ره) صورت گرفته و در كتاب در محضر علامه طباطبايي بوسیله آقای دلشاد تهرانی گرد آمده است.
*اعتقاد به امام غائب چه اثري در تفكر فلسفي و اخلاقي و بالاخره، تمام زندگاني معنوي انسان دارد؟
*در توقيع شريف حضرت وليعصر(عج) آمده است: من كان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً لدينه، مخالفاً لهواه، مطيعاً لأمر مولاه؛ فللعوام أن يقلّدوه؛ هر كدام از فقها كه نفس خويشتن را نگاه دارد، و حافظ دينش باشد، و با هوا و هوس خود مخالفت كند، و از فرمان مولايش اطاعت كند، بر عموم مردم واجب است كه از او تقليد كنند. منظور از صائناً لنفسه، حافظاً لدينه در اين حديث و فرق آن دو چيست؟
*راه رسيدن به امام زمان(ع) چيست؟
*آيا در قرآن كريم آيهاي در رابطه با رجعت وجود دارد؟
*آيا روايتي كه ميگويد: همه در زمان حضرت مهدي(ع) مسلمان ميشوند درست است؟
* درباره ظهور حضرت وليعصر(ع) در روايت آمده است: لايظهر إلاّ و يظهر الفساد؛ ظهور نميكند مگر اينكه فساد آشكار گردد. همچنين در احاديث متعدد آمده است: يملأ الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً،4 بعد از اينكه زمين از ظلم پر ميگردد، آن را با قسط و داد پر ميكند. آيا از اينگونه روايات استفاده نميشود كه نبايد با فساد و ظلم و جور مبارزه نمود، تا زمينه ظهور حضرتش فراهم گردد؟
*آيا روايتي كه ميگويد: همه در زمان حضرت مهدي(ع) مسلمان ميشوند درست است؟
*آيا در قرآن كريم آيهاي در رابطه با رجعت وجود دارد؟
* مقصود از دو تعبير اياب و رجعت كه در زيارت جامعه ميفرمايد: مؤمنّ بايابكم، مصدّقّ برجعتكم؛ به بازگشت شما ايمان دارم، و رجعت شما را تصديق مينمايم. چيست؟
* بعد از مرگ و انتقال به عالم برزخ، بازگشت به دنيا و ماده چگونه ممكن است؟ و اخبار رجعت را چگونه ميشود تصديق كرد؟
ادامه مطلب را بخوانید.
سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی
قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز
ورای حد تقریر است شرح آرزومندی
امشب شب عجیبیه ...
بعضی شبها در سال هستند که خدا همه ی همه ی درهاشو باز می کنه ... بعضی شبها در سال هستند که آغوش خدا باز بازه ... به روی همه ... فقط کافیه بخوای.
...
امشب ...
امشب خیلی ها منتظرمونن ... همسایه ی قدیمی ... فامیل ... آشنا ها ... خیلی ها که ما یادشون نیستیم امشب چشمشون به لبهای ماست که بلکه باز بشه و به فاتحه ای به دادشون برسه ...
...
خدا به حضرت موسی گفت: موسی! به مردم بگو با زبونی از من حاجتشونو بخوان که باهاش گناه نکرده باشن ... موسی پرسید: مگه می شه؟ حتی یک گناه ؟؟! خدا به موسی گفت : اگه هر کدومتون حاجت اون یکی رو از من بخواد حاجت هرکس با زبونی گفته شده که با اون زبون گناه نکرده ...
...
امشب ...
امشب همدیگه رو دعا کنیم!!
برای ظهور او دعا کنیم : خدا کند که بیایی
آخرالزمان و امام مهدى، عليهالسلام
محمد دشتى
به انگيزه انتشار كتاب «اماممهدى، عليهالسلام، از ولادت تا ظهور» نوشته سيد محمدكاظم قزوينى، ترجمه حسين فريدونى
......
كتاب «امام مهدى، عليهالسلام، از ولادت تا ظهور» با هدف معرفى اين وجود عاليقدر به خامه استوار دانشمند فقيد و محقق بزرگوار، مرحوم سيد محمدكاظم قزوينى در 24 فصل به شيوهاى تحقيقى و پر احساس به عربى نگاشته شده و توسط مترجم محترم آقاى دكتر «حسين فريدونى» به فارسى برگردانده شده است.
كتاب مزبور كه از تبويب مناسبى برخوردار است مطالب ارزندهاى درباره نام و نسبتحضرت مهدى، عليهالسلام، بشارت به وجود مقدس ايشان، تولد و نهان زيستى كوتاه مدت و نايبان چهارگانه و ديداركنندگان ايشان در آن ايام، يبت بلند مدت و ديدار كنندگان حضرتش در اين ايام، طول عمر و علائم ظهور آن وجود مقدس، متمهديان، نحوه ظهور و استيلاى ايشان بر قدرتهاى روزگار ظهور، جامعه عصر ظهور، زمامدارى و پايان عمر مباركشان را به خوانندگان ارائه مىنمايد.
كتاب با استفاده از تجربيات كتب قبلى، از منابع ارزنده و دست اولى برخوردار است و به همت ناشر محترم و ذوق و سليقه وافر ايشان به نحو آراسته و پاكيزهاى حروف نگارى و صفحه آرايى شده و با فهرستهاى متعدد تكميل گرديدهاست.
از جمله خصوصيات كتاب و روش مؤلف چنين است كه تقريبا اكثر احاديث و اخبار مربوط به حضرت مهدى، عليهالسلام، را آورده و سپس آنها را تحليل و بعضا تاويل و تفسير مىكند.
ادامه مطلب را مشاهده نمایید...
ادامه مطلب را بخوانید.
۱. انديشيدن به آينده
يكي از ويژگيهاي جوان منتظر اين است كه به واقعهاي كه در آينده اتفاق خواهد افتاد، ايمان دارد. اين موضوع را اگر شما با اين رويكرد ملاحظه كنيد كه اگر در وجود انسان اين قابليت بود كه بتواند وقايع آينده را پيشبيني كند، چه ميشد. يا مثلاً در آمريكا اگر عدهاي ميدانستند چنين اتفاقي خواهد افتاد، خودشان را آماده اين اتفاق ميكردند.1 خداوند دو هديه بزرگ به ما كرامت فرموده است: نخست اين كه قيامت را وعده داده است و ديگر اينكه ظهور موعود را مطرح كرده است. آيندهاي را به نام عصر ظهور پيشبيني كنيم كه در آن، شيعيان منتظر دوازدهمين حجت الهي، حضرت مهدياند. بنابراين يكي از ويژگيهاي تربيتي جوان منتظر اين است كه به آيندهاي با وقايع و ويژگيهاي خاص ميانديشد.
ادامه مطلب را بخوانید.
عزيزا كاسه چشمم سرايت
ميون هر دو چشمم جاي پايت
از آن ترسم كه غافل پا گذاري
نشينه خار مژگونم به پايت....
التماس دعای فرج...

جان عالم به فداي قدمت مهدي جان
چشم ما هست به لطف و كرمت مهدي جان
گرچه درمحفل ما جاي تو خاليست ولي
دل بشكسته ي ما شد حرمت مهدي جان
دوختيم ديده به راهت كه شايد بزنيم
بوسه اي چند به خاك قدمت مهدي جان
جان ما آمده بر لب زفــــــــــــراق رخ تـــو
اي مسيحا شده محتاج دمت مهدي جان . . .

ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد.
رجب واقعاً ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه می پرستی و....
خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند.
زیارت رجبیه؛ در تعقیبات نمازهاى روز و شب در این ماه
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداى بخشاينده مهربان
يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ
اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش
عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا
در هر شرى ايمنى جويم اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت ) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى
مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى
كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى
به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بگردان از من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ
به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و
وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ
بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار
يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ
اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت
وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ
و جود اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ.
خود سازی بهترین انتظار است.
مطالب زیر گزیده ای از توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی قاضی (ره) است که به شاگردان و اطرافیان خود فرموده اند و ما آن ها را به اختصار ذکر می نماییم.باشد که کلامش چون صاعقه ای بر قلبمان بدرخشد و راهنمایمان در تاریکی ها باشد.
ادامه مطلب را بخوانید.

فریب ما مخور آقا دروغ می گوییـــــــــــــــم
به جـان حضرت زهرا (س) دروغ می گوییــم
چه ناله ای چه فراقـــی چه درد هجـــــــــــرانی
نیا نیا گل طــــــــــاهــــــــــا دروغ می گوییـــــــــم
تمام چشـــــــــم براهی و انتظـــــــــــــــــــار و فراق
و ندبـــــــه های فـــــــــــــــــــــرج را دروغ می گوییـــم
دلی که مامن دنیــــــــــاست جـــــــــــــای مولـا نیست
اسیــــــــر شـهــــــــــــــــــــــــوت دنیــــا دروغ می گوییـــم
زبان سخن ز تو گوید ولـی بــــــــــــــــــــــــــرای مقــــــــام
به پیش چـشم خـــــــــــــــدا هم دروغ می گوییـــــــــم
کدام نالـــــه غـربــــــــت کــــــــدام درد فــــــــــــــراق
قســـم بــــه ام ابیــــــــها دروغ می گوییـــــــــم
خلاصه ای گل نرگس کسی به فکرتو نیست
و مـا به وسعت دریا دروغ می گوییــــــــم
مرا ببخش عـــــزیزم که باز می گویم
نیا نیا گل طاها دروغ می گوییـم
دلیل قرآنی وجود حضرت حجت (عج) چیست؟
مرحوم كلینی (رضوان الله علیه) در كتاب شریف كافی (ج:۱ص: ۲۴۲) طیّ بابی از ائمه(ع) نقل كرده است كه به سورۀ قدر احتجاج كنید، زیرا در سورۀ قدر آمده است، هرسال لیلةالقدری دارد و فرشتگان در شب قدر، هر سال با همراهی روح(جبرئیل سلام الله علیه)، همۀ احكام و امور را به زمین نازل میكنند.
وقتی فرشتگان احكام و امور را به زمین میآورند، باید آن را به كسی بسپارند، چون افراد عادی نمیتوانند میزبان فرشتگان باشند و احكام صادره را تحویل بگیرند، پس تنها كسی كه در روی زمین مهماندار فرشتگان و تحویلگیرندۀ این امور و مقدّرات است، وجود مبارك ولیعصر(عج) است، بنابراین با توجه به روایاتی كه مرحوم كلینی نقل كرد، از نظر قرآن در شب قدر كه همۀ فرشتگان به همراهی جبرئیل(سلاماللهعلیه) یا روح، مقدّرات امور را نازل میكنند، باید آن را به كسی بسپارند و به او گزارش بدهند؛ گیرندۀ این امور وجود مبارك ولیعصر(عج) است.
نسیم اندیشه ص:۱۰۳
سالار من !
ای پيدا ترين پنهان من!
اي زيباي پشت پرده....اي سحرخيزمدينه!
تا تو بيايی مرواريد چشمانم رابرای سلامتيت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گيرم وبا جام وصال تو افطار می نمايم... نذر کرده ام که بيايی تا جان شيرين را فرش قدمها يت نمايم0 پس بيا که نذر خود را ادا کنم......
التماس دعای فرج

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
موعود زمانم!
صاحب عصر، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا؛
قائم گيتى، خرد هستى و ادامه خدايم، شکيب شما در سراشيب عمر؛
ميوه باغ آفرينش، فراخى آسمانها و نجابت زمين،
می شناسی ام؟ يا باز هم بگويم....!!
محبت امام زمان (عج):
کيميايی است که مس وجود را طلا می کند...

الهم عجل لوليک الفرج...العجل..العجل..العجل
التماس دعاي فرج از عاشقان ودوستداران ارباب عشق
آری دوباره خورشید رفت و تاریکی آمد
و دلی دلتنگ که غروب را با چشمانی نمناک می نگرد
آری جمعه ای دیگر غروب کرد و تو نیامدی
خوب شاید کسی منتظر تو نیست
اگر بیایی دیگر چگونه دروغ بگوییم
چگونه بدزدیم
چگونه چشم و زبان و گوش لذت ببرد از...
چگونه؟
از طلوع تا غروب جمعه را اسیر دنیاییم
و غروب که می شود و تنهایی سر می رسد میگوییم
دیدی چه شد
امروز هم نیامد
منتظر چه هستیم؟
آیا واقعا منتظریم؟
از همه شما دوستان می خوام در یک جمله انتظار رو توضیح بدید...
می خواهم با طرح سوالاتی در باب انتظار و شرکت دوستان نویسنده وبلاگ و خوانندگان محترم در بحث، هر چه بیشتر مطلب روشن شود و معرفت مان نسبت به امام عصر (عج) کامل تر گردد.
جامعه ای که امنیت در آن برقرار است ، به رفاه رسیده است ، آزادی در آن وجود دارد ،حقوق بشر در آن به بهترین شکل رعایت می شود و حتی عدالت به بهترین نحو ممکن در آن اجرا می شود.حالا
دیگر آن جامعه منتظر چه آرمانی باید باشد؟
آیا ظهور امام عصر در این جامعه توجیهی دارد؟
ممکن است بگوییم برای رساندن انسانها به معنویت و عرفان ، حضرت باید ظهور کنند.
آیا آرمان حضرت رساندن انسانها به معنویت و عرفان است؟
والسلام
قاصدک شب:
باید دید که آیا اصلا این رفاه و آزادی پاسخگوی انسان امروز است یا به چیز دیگری نیاز است که از درون انسان را دلتنگ و آشفته می کند.
تمامی آدمها با هر دین و مذهب و آرمانی در درون به کمال نیازمندند که با تمام دست آوردهای بشر نمی توان به آن رسید.شاید فراوانی علوم و ناشناخته های بسیار این عالم این حس را بوجود می آورد که انسان هیچگاه به سرمنزل مقصود نرسیده و همیشه راه برای رفتن هست...
باید دید این انتظاری که بشر به امید آن زنده است واقعا بخاطر چیه و چگونه می شه به این انتظار بشکلی درست پاسخ داد...
ذات بشر بخاطر نواقصی که داره همیشه نیازمند راهبری است که مسیر رو بهش نشون بده و غیبت طولانی مولا این انسان منتظر رو تشنه تر می کنه.ای کاش با این خواهش درونی با شناخت برخورد بشه...
اللهم عجل لولیک الفرج
َای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد
یا درد وغم طی می شود یا شهریاری می رسد
بسوي ظهور حاكميت حق
جامعه ايدهآل از دير باز مورد توجه حاكمان و ملل مختلف بوده است و ايدهها و طرحهايي نيز در اين زمينه از سوي روشنفكران ارائه شده است.امّا آنچه بيش از همه اذهان را متوجه خود نموده، ايده جامعه آرمانی مهدوی است .
سيماي جامعه مهدوی در آیات وروایات
1. پاكسازي زمين از ظلم و جور :
2. احياي اسلام ناب محمدي :
3. وحدت آفريني :
4. رفاه اقتصادي و بهبود زندگي :
6. امنيت جهاني :
7. پويايي علمي :
8. مديريت همه جانبه :
لطفا متن کامل را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید
ادامه مطلب را بخوانید.
[اقدامات لازم:]
شناساندن حقیقت امام زمان علیهالسلام به مردم نیز از جمله كارهای بسیار مهم و ضروری است.
[ خرافهزدایی:]
یكی از كارهای مهم زدودن خرافات؛ خصوصاً خرافاتی است كه در بین عوام مشهور است؛ مثلاً اگر پنج شب «چهارشنبه» به مسجد جمكران بیایند، اگر در شب ششم، به سیدی برخورد كنند، میگویند: قطعاً این امام زمان است!؟
ادامه مطلب را بخوانید.
چگونه میتوان امام زمان (عج) را شناخت؟
شناخت بر دو قسم است: «شناخت تاریخی» و «شناخت واقعی» كه از قسم نخست مهمتر است. مسئلۀ مهم این است كه ما آن حضرت را به حقیقت بشناسیم و ایشان نیز ما را ببیند؛ نه اینكه ما حضرت را ببینیم.
ادامه مطلب را بخوانید.
حتمی بودن حاكمیت صالحان
قرآن مجید در سورهی انبیا، آیهی صد و پنج، چنین میفرماید:
«وَلَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُور مِنْ بَعْدِالذِّكْر أنّ الأرْض یرثُها عِبادی الصّالِحُون»؛(انبیاء: 105) ما، در زبور، پس از تورات، نوشتیم كه صالحان، وارثان زمین خواهند بود [ و این زمین پهناور كه قرنها، جولان گاه ستمگران و خونریزان بوده است، به دست مردان صالح و پاك دامن اداره خواهد شد. ].
ادامه مطلب را بخوانید.
مير فطروس در کتاب خود، انتظار را مذهب احتراز معرفي ميکند؛ مذهب کنارهگيري و گوشهگيري، مذهبي که نميتواند کاري صورت دهد، پس دهن کجي ميکند و کنار ميکشد.
دکتر شريعتي، انتظار را مذهب اعتراض ميدانست. مذهبي که حرفي دارد و کاري ميتواند و به آن چه ميگذرد، دل نميبندد و همه ظلمها و بيدادها را با يک «نه»ي بزرگ که از سقيفه آغاز شد، پيش ميراند.
سؤالي که در ذهن ميآيد، دو جلوده دارد: يکي اين که اعتراض تا کجا ادامه دارد؟ آيا تا عدالت، تا آزادي، تا آگاهي و عرفان و يا تا شکوفايي و تکامل و يا ...
دوم اين که اين اعتراض چه کاري را به دنبال ميآورد و اين نفي با چه اثباتي همراه ميشود؟
ادامه مطلب را بخوانید.
در تفسير برهان از صدوق نقل كرده كه وى به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه گفت: امام صادق (ع) در تفسير آيه" هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (اوست كه رسول خود را براى هدايت و آيين حق فرستاد تا بر همه آيينها پيروزش كند حتى اگر مشركان كراهت داشته باشند.)/ توبه(۳۳)" فرمود:
به خدا سوگند هنوز تأويل اين آيه نازل نشده و نخواهد شد تا آنكه قائم (ع) خروج كند، وقتى او خروج كرد ديگر هيچ كافر به خدا و منكر امامى باقى نمىماند مگر اينكه از خروج آن جناب ناراحت مىشود (زيرا آن جناب عرصه را بر آنان چنان تنگ مىگيرد كه راه گريزى نمىيابند) حتى اگر كافرى در دل سنگى پنهان شود، آن سنگ مىگويد: اى مؤمن! در دل من كافرى پنهان است مرا بشكن و او را به قتل برسان (تفسير برهان، ج۲ ص ۱۲۱ ج:۱و كمال الدين، ص ۶۷۰ ح ۱۶).
ادامه مطلب را بخوانید.
بنا بر اعتقاد مسيحيان نجاتدهنده، فارقليط به معناي تسلي دهنده و شفيع و مددكار است؛ اما در عهد جديد، مراد از آخرين نجاتدهنده همان عيسي مسيح است كه بار ديگر زنده خواهد شد و جهان سراسر فساد و تباهي را نجات خواهد داد:
درباره قيامت مسيح پيش ديده گفت كه: نفس او در عالم اموات گذاشته نشود و جسد او فساد را نبيند. پس همان عيسي را خدا برخيزاند و همه ما شاهد بر آن هستيم.
همچنين مسيح نيز چون يك بار قرباني شد تا گناهان بسياري را رفع نمايد، بار ديگر بدون گناه براي كساني كه منتظر اویند، ظاهر خواهد شد به جهت نجات.
ادامه مطلب را بخوانید.
روایات اسلامی نیز بر آمدن حضرت مسیح علیهالسلام صحه میگذارند. از جمله آن که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «وَالَّذی نَفْسی بِیَدِهِ لَیُوشَکَنَّ اَنْ یُنَزَّلَ فیکُمُ ابْنُ مَرْیَمَ حَکَما عَدْلاً وَ اِماما مُقْسِطا؛ ''سوگند به آن که جانم به دست او است به طور یقین عیسی بن مریم به عنوان داوری عادل و پیشوایی دادگر در میان شما فرود خواهد آمد''» .همچنین مفسران در تفسیر آیه 159 سوره نساء آن رابا بازگشت حضرت مسیح در آخر الزمان مرتبط میدانند و این آیه را در همین رابطه ارزیابی میکنند، مجمع البیان، ج3، ص212؛ نمونه، ج4، ص204. به هر حال مسأله فرود آمدن مسیح علیهالسلام و بازگشت وی در آخرالزمان از نقاط مشترک اندیشه انتظار نزد مسلمانان و مسیحیان است.
ادامه مطلب را بخوانید.
برخلاف ديگر اديان كه معمولاً منتظر يك موعود نجاتبخش هستند، زرتشتيان منتظر سه موعودند كه هر يك از آنها به فاصله هزار سال از ديگري ظهور خواهد كرد.
قبل از پرداختن به مسئله سه موعود، اشارهاي گذرا به بحث ادوار جهاني يا سال كيهاني در آيين زرتشت میکنيم كه ظهور اين موعودهاي سهگانه در چنين چارچوبي جاي داده شده است. البته بايد يادآور شويم كه متنهاي زرتشتي درباره اين كه سال كيهاني از چند هزاره تشكيل ميشود، همسخن نيستند.
ادامه مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب را بخوانید.
مقدمه
بحث از ظهور پر بركت حضرت حجت(عج)، با استناد به آيات قرآنى، به مقدمهاى كوتاه نياز دارد.
اگر ما خواسته باشيم اين مسأله را از صريح آيات به دست آوريم، شايد خواستهاى بى مورد باشد. اساساً پيغمبر اكرمصلى الله عليه وآله از روز اول اين تذكر را به عامه مسلمانان داد و فرمود: قرآن داراى ظهر است و بطن؛
«ما من القرآن آية الاولها ظهر و بطن(21)».
اين حديث از متواترات است، يعنى كتب حديثى اهل سنت و شيعه اتفاق دارند اين حديث از پيغمبر اكرمصلى الله عليه وآله صادر شده است.
سِرّ مطلب اين است كه قرآن كريم داراى دو جهت است كه بايد مورد عنايت قرار گيرد.
ادامه مطلب را بخوانید.
شدّت فتنه ها و كثرت ابتلائات و فزونى مشاكل و انحرافات در دوره غيبت حضرت مهدى(عليه السلام)، اقتضا مى كند كه ايمان آوردگان و پيروان ولايت همواره بر حذر بوده، و نسبت به عقيده و عمل خويش مراقبت بيشترى داشته باشند. در اين باب، نكاتى چند از كلام معصومين سلام اللّه عليهم، دقت و تعمّق بيشترى مى طلبد:
الف) تمسك به ريسمان ولايت:
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
«يأتى على النّاس زمان يغيب عنهم امامهم»، زمانى بر مردم فرا رسد كه پيشواى شان غايب گردد.
زراره پرسيد: در آن زمان مردم چه كنند؟ فرمود:
«يتمسّكون بالأمر الذى هم عليه حتّى يتبيّن لهم»، به همان امر ولايتى كه دارند چنگ زنند، تا بر ايشان تبيين شود.
و در كلامى ديگر فرمود: «طوبى لشيعتنا المتمسكين بحبلنا فى غيبة قائمنا».
خوشا به حال شيعيان ما ! آنان كه در زمان غيبت قائم ما به ريسمان ولايت ما تمسك می جويند.
راستى در آن زمان كه امام و پيشواى مردم، در دسترس آنان نباشد و دامهاى شيطان براى جدا كردن آنان از ولايت اهلبيت (عليهم السلام) كه همان صراط مستقيم خداست، در همه جا پراكنده شده باشد، چه وسيله اى مطمئن تر از «حبل ولايت» میتوان يافت كه بتواند از «افتادن به چاه ضلالت» و «گرفتار شدن به دام انحراف» جلوگيرى كند؟!
ب) تمسك به تقوى:
امام صادق (عليه السلام) فرمود: «إن لصاحب هذا الامر غيبةً فليتّق اللّه عبدٌ و ليتمسّك بدينه».
«به يقين صاحب اين امر را غيبتى هست، پس هر بنده اى بايد به تقواى الهى روى آورد و به دينش چنگ زند.»
همين تقواست كه روشن بينى و رزق بى حساب و گشايش الهى را نصيب انسان مى سازد، و همين تقواست كه در لحظه هاى خوف و خطر دل را آرامش مى دهد، و همين تقواست كه در دوران فتنه خيز غيبت، مايه رستگارى انسانهاست.
ج) طلب معرفت:
زراره گويد: به امام صادق(عليه السلام) عرض كردم اگر زمان غيبت فرزندت مهدى (عليه السلام) را درك كردم چه كنم؟
فرمود: اين دعا را بخوان; «اللّهم عرّفنى نفسك، فانّك إن لم تعرّفنى نفسك لم اعرف رسولك، اللّهم عرّفنى رسولك فانّك إن لم تعرّفنى رسولك لم اعرف حجّتك اللّهم عرّفنى حجّتك فانّك إن لم تعرّفنى حجّتك ضللت عن دينى».( [4] )
«خدايا خودت را به من بشناسان كه اگر تو خودت را به من نشناسانى، پيامبرت را نتوانم شناخت. خدايا پيامبرت را به من بشناسان كه اگر تو پيامبرت را به من نشناسانى، حجّتت را نتوانم شناخت. خدايا حجت خود را به من بشناسان كه اگر تو حجّتت را به من نشناسانى از دينم گمراه خواهم شد.»
1 ـ معرفتها را از خدا بايد طلبيد.
2 ـ شناخت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) تابع شناخت خدا، و شناخت حجّت متفرّع برشناخت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) است.
3 ـ اگرچه بدون شناخت خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، شناخت حجّت ممكن نيست، امّا گمراهى از دين در اثر عدم شناخت حجّت لازم مىآيد.
به عبارت ديگر، عدم گمراهى از دين، بدون شناخت حجّت، تضمين نمىشود.
وبديهى است كه هردعايى، تنها پشتوانه حركت به حساب مى آيد، اصل دعاء ابراز نياز درونى و طلب تأييد الهى، در حركت بيرونى است.
نياز به معرفت كه احساس شد و حركت براى كسب معارف كه توسط بنده آغاز گرديد. اگر دل با خدا باشد و گام در راه او قرار گيرد وصول به معرفت تضمين شده است.
«قل ما يعبؤ بكم ربّى لولا دعاؤكم».
«بگو اگر دعاى شما نباشد، پروردگار من به شما عنايتى نكند.»
هـ ) تقيّه به عنوان سلاح مقاومت:
امام رضا (عليه السلام) فرمود: «لا دين لمن لاورع له، و لا ايمان لمن لاتقيّة له إن اكرمكم عند اللّه أعملكم بالتّقيّة فقيل له: يابن رسول اللّه إلى متى؟ قال: إلى يوم الوقت المعلوم، و هو يوم خروج قائمنا اهل البيت.»
«كسى كه از گناه نپرهيزد، دين ندارد و كسى كه تقيّه نداشته باشد، ايمان ندارد همانا گرامىترين شما نزد خدا، كسى است كه به تقيّه بيشتر و بهتر عمل كند.»
گفته شد: اى فرزند رسول خدا تا كى؟
فرمود: «تا روز «وقت معلوم» كه همان روز ظهور و زمان قيام قائم ما اهلبيت است.
«تقيّه» هرگز به معناى «دم فروبستن» و «بى تفاوت ماندن» و بنا به «مصلحت اصطلاحى» رفتار كردن و «نان به نرخ روز خوردن» نيست.
«تقيّه» هرگز به معناى «دست كشيدن از آرمانها» و همراه شدن با هركس و ناكس نيست. تقيّه اى كه از وظايف شيعيان در دوران غيبت حضرت مهدى(عليه السلام) شمرده شده و ارزشى هم سنگ با «تقوى» دارد وعدم رعايتش مساوى «با بى ايمانى» شمرده شده، نوعى سلاح مقاومت است.
امام صادق (عليه السلام) در تفسير آيات (95 تا 97) سوره كهف كه در باره بناى سدّ، توسط ذوالقرنين است و طى آنان از سدّى بلند كه دشمنان نتوانند بر فرازش روند و از شكافتنش ناتوان باشند حكايت شده است مىفرمايد:
«اذا عَمِلتَ بالتقيّة لم يقدروا لك على حيلة و هو الحصن الحصين وصار بينك و بين اعداء اللّه سداً لايستطيعون له نقباً».
هنگامى كه به تقيّه عمل كنى چاره اى عليه تو نمى يابند ونمى توانند با تو نيرنگ بازند، و آن به مانند دژى استوار و محكم است و بين تو و دشمنان خدا سدّى نفوذ ناپذير ايجاد مى كند.»
پس تقيه، چاره اى براى در امان ماندن از دشمن مقتدر و فرصتى براى قدرت يافتن خويش است تا نيروها بيهوده هدر نروند و در موقع مناسب توان ضربه زدن به دشمن را داشته باشند.
هـ) انتظار آگاهانه:
امام صادق (عليه السلام) فرمود: «اقرب، ما يكون العباد من اللّه جلّ ذكره و أرضى ما يكون عنهم اذا افتقدوا حجّة اللّه جلّ و عزّ و لم يظهر لهم و لم يعلموا مكانه و هم فى ذلك يعلمون أنّه لم تَبطُل حجّة اللّه جلّ ذكره و لاميثاقه، فعندها فتوقّعوا الفرج صباحاً و مساءً...»
«زمانى كه بندگان به خداى بزرگ نزديك ترند و خدا از ايشان بيشتر راضى است، زمانى است كه حجت خداى تعالى از ميان آنان ناپديد گردد و ظاهر نشود و آنان جايش را هم ندانند. با اين همه بدانند كه حجت و ميثاق خدا از بين نرفته و باطل نشده است. در آن حال، در هر صبح و شام، چشم انتظار فرج باشيد».
فضيلت بندگان خدا در اين زمان و رضايت بيشتر خداوند از آنان، بدين جهت است كه آنان بى آنكه امام خويش را ببينند و معجزاتش را مشاهده كنند و در حيرتها به درخانه اش پناهنده شوند، تنها با اعتماد به خدا و پايبندى به تقوى و دوستى اهلبيت، ميثاق الهى را نگاهبانى كرده ومرزهاى عقيده را پاس مى دارند.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: «يا ابا بصير! طوبى لشيعة قائمنا المنتظرين لظهوره فى غيبته و المطيعين له فى ظهوره، اولئك اولياء اللّه الذين لاخوف عليهم و لاهم يحزنون.»
«اى ابوبصير! خوشا به حال شيعيان قائم ما كه در دوران غيبت او در انتظار ظهورش به سر مى برند و در دوران ظهورش به اطاعت او روى مى كنند، آنان اولياى خدا هستند كه هيچ ترس و اندوهى بر ايشان نيست.»
باهم آمدن دو وصفِ «انتظار در غيبت» و «اطاعت در ظهور»، براى شيعيان حضرت قائم(عليه السلام)، نشان دهنده نوعى ملازمت بين ايندو وصف است. به اين معنا كه شيعيان منتظر در دوران غيبت چنان امام خود را شناخته و در اطاعتش مى كوشند كه اگر دوران ظهور تحقق مى يافت، در زمره مطيعين حقيقى او بودند.
هـ ) حزن و اندوه بر مصائب غيبت و دعا براى ظهور :
سدير صيرفى گويد: با برخى از اصحاب بر امام صادق (عليه السلام) وارد شديم، او را نشسته بر خاك ديديم، در حالى كه عبايى خشن با آستين كوتاه پوشيده و با قلبى سوخته، همچون مادر فرزند از دست داده، مى گريست، رنگ چهره اش تغيير كرده و اندوه از گونه هاى مباركش پيدا بود و اشكهايش، لباسش را خيس كرده بود وناله مى كرد:
«مولاى من! غيبت تو، خواب را از چشمانم ربوده و زمين را بر من تنگ نموده و آسايش دلم را از من گرفته است!
مولاى من! غيبت تو، بلا و مصيبت مرا به فاجعه هاى ابدى پيوند داده، و از دست دادن ياران، يكى پس از ديگرى، اجتماع و شماره ما را از بين برده، هنوز سوزش اشكى كه از چشمم مى ريزد و نالهاى كه از دلم بر مى خيزد با ياد بلاها و سختى هاى ـ دوران غيبت تو ـ پايان نيافته كه درد و رنج شديدتر و دردناكترى در برابر ديدگانم شكل مى گيرد!»
سدير گويد: شگفت زده پرسيديم اين ماتم وگريه براى چيست؟!
امام صادق(عليه السلام) آهى عميق و سوزناك كشيد و فرمود:
اى واى! صبح امروز، در كتاب جفر نظر مى كردم و در باره ولادت و غيبت طولانى و طول عمر قائم ما و بلاهاى مؤمنين در آن زمان و ايجاد شك و ترديد در اثر طول غيبت و ارتداد اكثريت مردم از دين و خروج آنان از تعهد به اسلام، تأمل و دقتى داشتم، در اثر آن، رقّت مرا فرا گرفت و حزن و اندوه بر من چيره شد.»
وقتى حال امام صادق(عليه السلام) ـ كه حدود يكصد سال قبل از آغاز دوره غيبت مى زيسته است ـ چنين باشد، بايد ديد حال سرگشتگان دوران غيبت و دورماندگان از چشمه زلال ولايت چگونه بايد باشد، بيهوده نيست كه در هر مناسبتى شادى آفرين يا غمبار، سفارش به قرائت دعاى ندبه شده ايم كه حديث اشك و سوز دل منتظران حضرت مهدى(عليه السلام) است.
وبى مورد نيست كه اين چنين بر دعاى براى فرج در زمان غيبت، تأكيد شده است.
امام زمان(عليه السلام) مى فرمايد: «اكثر و الدعاء بتعجيل الفرج».
«براى نزديك شدن ظهور و فرج، بسيار دعا كنيد.»
رواياتي كه اوصاف ياران حضرت مهدي(عج) را از نظر ايمان و اطاعت و شجاعت برمي شمرند بسيارند كه به نمونه هائي از آنها اشاره مي كنيم:
1. اخرج القندوزي في الينابيع عن ابي بصير، قال: قال جعفرالصادق رضي الله عنه: ما كان قول لوط عليه السلام لقومه: " لو ان لي بكم قوة او آوي الي ركن شديد"(1) الا تمنيا لقوة القائم المهدي و شدة اصحابه. و هم الركن الشديد، فان الرجل منهم يعطي قوة اربعين رجلا، و ان قلب رجل منهم اشد من زبر الحديد. لومروا بالجبال لتدكدكت، لايكفون سيوفهم حتي يرضي الله عزوجل.
قندوزي در كتاب ينابيع الموده(2) از ابي بصير نقل مي كند كه امام صادق(ع) فرمودند:
گفتار حضرت لوط عليه السلام درباره قومش كه فرمود:" اي كاش مرا قوتي و يا پناهگاهي امن و استوار مي بود كه از شر شما محفوظ مي ماندم" آرزويي است بر قدرت قائم ما " مهدي(ع)" و استواري يارانش كه همان اركان محكم مي باشند. هر كدام از مردان و ياران مهدي(ع) داراي قدرت چهل مرد هستند، دلهاي آنها از پاره هاي فولاد محكم تر است، اگر بر كوهها بگذرند كوهها در هم فرو ريزند، دست از شمشيرهاي خود(در پيكار با دشمنان دين) باز نمي گيرند تا آنكه خداي تعالي راضي شود.
2. قندوزي در حديث ديگري از ابي نعيم نقل مي كند كه امام باقر(ع) فرمودند:
ان الله يلقي في قلوب محبينا و اتباعنا الرعب فاذا قام قائمنا المهدي عليه السلام، كان الرجل من محبينا اجرا من سيف و امضي من سنان.(3)
خداوي متعال در قلوب دوستان و پيروان ما بيم و هراس ( نسبت به دشمنان و كافران) مي افكند. پس هنگامي كه قائم ما مهدي(ع) بپا خيزد هر يك از آنان بي پرواتر از شمشير و برنده تر از نيزه خواهد بود.
3. سيطوطي در كتاب " الحاوي" از " نعيم ابن حماد" نقل مي كند كه امام باقر(ع) فرمودند:
يظهر المهدي بمكة عند العشاء الي ان قال: فيظهر في ثلاث مائة و ثلاثة عشر رجلا عدد اهل بدر علي غير ميعاد قزعا كقزع الخريف، رهبان بالليل اسد بالنهار، الي ان يقول: فيلقي الله محبته في صدور الناس، فيصير مع قوم اسد بالنهار و رهبان بالليل.(4)
مهدي (ع) به هنگام نمازعشاء در مكه و در ميان سيصد و سيزده نفر از مرداني كه به عدد اصحاب بدر هستند ظهور خواهد نمود. اينان كه بدون قرار قبلي همچون ابرهاي پائيزي ( از گوشه و كنار آسمان و به سرعت) جمع مي شوند، پارسايان شب و شيران روزند.
پس خداوند محبت مهدي(ع) را در قلب هاي مردم قرار مي دهد و او با چنين ياراني پيش مي رود.
4. حسن بن سفيان و ابن نعيم از " ثوبان" نقل مي كنند كه رسول خدا (ص) فرمودند:
تجلي الرايات السود من قبل المشرق كان قلوبهم زبرالحديد.(5)
( در زمان ظهور حضرت مهدي) پرچم هاي سياهي از جانب مشرق نمايان خواهد شد كه برگرد آنها افرادي هستند با دلهايي همچون پاره هاي آهن سخت و محكم.
5. نعماني به سند خود از ابان بن تغلب نقل مي كند كه امام صادق(ع) در حديثي از امام مهدي(عج) سخن گفته اند و با اشاره به پرچم آن حضرت مي فرمايند:
فاذا هزها لم يبق مومن الا صار قلبه اشد من زبرالحديد و اعطي قوة اربعين رجلا.(6)
هنگامي كه پرچم مهدي(ع) به اهتزاز درآيد مومني نخواهد بود مگر آنكه قلبش از پاره هاي فولاد محكمتر شود و نيروي چهل مرد به وي عطا گردد.
6. شيخ طبرسي در" كمال الدين"( نسخه مخطوط) و راوندي در" خرايج"(7) از " ابي جارود" نقل مي كنند كه امام باقر(ع) از پدرشان به نقل از جد بزرگوار خود روايت مي كنند:
قال اميرالمومنين(ع) علي المنبر: يخرج رجل من ولدي في آخرالزمان... الي ان قال: فاذا هز رايته امناء لها ما بين المشرق و المغرب و وضع يده علي رووس العباد، فلا يبقي مومن الا صار قلبه اشد من زبر الحديد و اعطاه الله عزوجل قوة اربعين رجلا.
اميرمومنان حضرت علي(ع) بر منبر فرمودند: در آخرالزمان مردي از فرزندان من به پا خواهد خاست...( تا اين كه مي گويند) هنگامي كه پرچم او به اهتزاز درآيد شرق و غرب را دربرمي گيرد، و او دستان پر بركتش را بر سر بندگان خدا قرار مي دهد. در اين هنگام مومني باقي نخواهد ماند مگر آنكه قلبش از پاره هاي فولاد محكمتر شود و خداوند عزوجل نيروي چهل نفر را به او بدهد.
7. سيد بن طاووس در كتاب " الملاحم و الفتن" (ص52، چاپ نجف) از " ابن رزين غافقي" نقل مي كند كه مي گفت از حضرت علي(ع) شنيدم: و رجال كأن قلوبهم زبرالحديد، لا يشوبها شك في ذات الله اشد من الجمر، لو حملوا علي الجبال لأزالوها لا يقصدون براية بلدة الا اخربوها. كان علي خيولهم العقبان يتمسحون بسرج الامام عليه السلام، يطلبون بذلك البركه. و يحفون به يقونه بانفسهم في الحروب و يكفونه ما يريد.
فيهم رجال لا ينامون الليل، لهم دوي في صلاتهم كدوي النحل يبيتون قياما علي اطرافهم و يصبحون علي خيولهم، رهبان بالليل، ليوث بالنهار. هم اطوع له من الامه لسيدها كالمصابيح كان قلوبهم القناديل و هم من خشية الله مشفقون يدعون بالشهادة و يتمنون ان يقتلوا في سبيل الله شعارهم يالثارات الحسين(ع) اذا ساروا سار الرعب امامهم مسيرة شهر يمشون الي المولي ارسالا. بهم ينصرالله امام الحق.
ياران مهدي، مرداني هستند فولاد دل كه همه وجودشان يقين به خداست، مرداني سخت تر از صخره ها كه اگر به كوهها روي آرند، آنها را از جاي بركنند. درفش پيروزمند آنان به هر شهر و پايتختي روي نهد، آنجا را به سقوط وادار سازد، گوئي آن مردان عقابان تيز چنگند كه بر مركبها سوار شده اند
. اين شيرمردان پيروز و عقابان تيزچنگ، براي تبرك و فرخندگي، دست خويش به زين اسب امام مي كشند و بدين سان تبرك مي جويند. آنان او را در ميان مي گيرند و جان خويش را در جنگها پناه او مي سازند، و هرچه را اشاره كند، با جان و دل، انجام مي دهند. برخي از آنان شب هنگام نخوابند و زمزمه قرآن و مناجاتشان همچون صداي زنبوران عسل فضا را آكنده سازد، تا بامداد به عبادت خداي بايستند و بامدادان سوار بر مركب ها شوند. آنانند راهبان شب و شيران روز و گوش به فرمان امام خويش. ايشان چون مشعل هاي فروزانند كه دلهاي استوارشان بسان قنديل هاي نور در سينه هايشان آويخته است.
اين مردان، تنها از خدا مي ترسند، فرياد" لا اله الا الله" و" الله اكبر" آنان بلند است، همواره شهادت و كشته شدن در راه خدا را آرزو مي كنند و شعار آنان" يا لثارات الحسين" ( بيائيد به طلب خود حسين و ياران حسين) است. به هر سو روي آورند، ترس و بيم از هيبت آنان، پيشاپيش در دل مردمان افتد: ( و تاب مقاومت از همه گرفته شود) اين خداجويان، سبكبال به سوي خداوند خويش روي مي آورند و خدا به دست آنان امام حق را ياري مي فرمايد.
همچنين در روايات متعدد ديگري، اوصاف اصحاب مهدي(ع) آمده مانند آنچه در كتاب صحيح مسلم ذكر شده است:
خير فوارس علي ظهرالارض يومئذ.
آنان بهترين دليران روي زمين هستند.
او من خير فوارس علي ظهرالارض في يومئذ.
يا از بهترين جنگاوران هستند كه بر روي زمين تا به امروز بوده اند.
رجال عرفوا الله حق معرفته.
مرداني هستند كه خدا را آنگونه كه بايد شناخته اند.
اصحاب الالويه.
آنها پرچمداران( حضرت مهدي"عج") هستند.
الفقهاء و القضاة و الحكام.
آنان فقيهان و قاضيان و فرمانروايان هستند.
---------------------------------------------------------
پي نوشت ها
1. سوره هود/ آيه 80.
2. ينابيع المودة، صص 9-5، چاپ نجف.
3. ينابيع المودة، ص 538، چاپ نجف.
4. الحاوي، ج2، صص 144 و 145.
5. همان، ص 133.
6. غيبت نعماني، ص 167.
7. الخرايج و الجرايح، ص195.
قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ(عليه السلام):
توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش
«إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.»:
ما در رعايت حال شما كوتاهى نمیكنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتارى ها به شما روى میآورد و دشمنان، شما را ريشه كن میكردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.


