تبليغاتX
آخرین منجی
 



 

 

 

 سلام سبزم رو پذیرا باشید:



منتظران دست گلتون درد نکه و خسته نباشید



قاصدک شب عزیزم



آقا رضای محترم



آقا سینای خوب


آقا سعید بزرگوار


سادات عزیز


مجنون مهدی (عج)منتظر



ترنم خوبم



اجرهمه شما با خود صاحب وبلاگمون.


دستاتون به مهر می فشارم،


واز همه شما به خاطر زحمت هایی که تا اینجا کشیدید


یه دنیا تشکر پیشکشتون می کنم.

 

بر ثانیه ظهور مهدی صلوات

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387;ساعت 1:8;  توسط انتظار مقدم دلدار می باید کشید; 
زنان درحكومت امام زمان(عج):

 

در زمان پيامبران بزرگ، زنان نقش مهمّي داشتند. در حركت توحيدي حضرت ابراهيم (ع) همسرش هاجر نقش مهمي داشت و براي انجام فرمان خدا از خود پايداري نشان داد.

حضرت هاجر كاري كرد كه امروزه همة حاجيان خانة خدا در مكّه از او ياد مي­كنند. قبرش در كنار كعبه است. حاجيان وقتي دور كعبه طواف مي­كنند، دور قبر او هم كه نامش حجر است، طواف مي­كنند.

 در ماجراي حضرت موسي، مادرش به فرمان خدا كودك را در صندوقي گذاشت و او را به جريان آب نيل رها كرد. خواهر موسي آن را دنبال كرد تا به كاخ فرعون رسيد. آن قدر اين زن بزرگ بود كه خداوند برايش پيغام فرستاد و فرزندش حضرت موسي (ع) را به او برگرداند.

باز مي­بينيم در انقلاب حضرت موسي (ع)، بانوي قهرماني به نام آسيه به خدا ايمان مي­آورد. آسيه با اين كه در كاخ فرعون زندگي مي­كرد، همسرش فرعون و ملكة مصر بود، از همه چيز دست كشيد و در راه خدا مبارزه كرد تا به شهادت رسيد.

حضرت عيسي (ع) از پيامبران بزرگ خداست، بانويي به نام مريم، عيسي را به دنيا آورد. بانوي پرهيزكاري كه يك سوره در قرآن به نامش آمده است. همچنين قرآن مي­فرمايد: « مريم از نشانه هاي خداست»

و زنان در پيدايش اسلام خيلي نقش داشتند. اولين زني كه به پيامبر (ص) اسلام آورد، حضرت خديجه بود كه بانوي ثروتمندي بود و همة دارايي هاي خود را در خدمت اسلام قرار داد.

نخستين زني كه در راه اسلام به شهادت رسيد، بانويي به نام سميّه بود. او و همسرش ياسر همانند يك قهرمان آنقدر  ايستادگي كردند تا به شهادت رسيدند.

در بسياري از جنگها زنان نيز در كنار پيامبر(ص) حضور داشتند و براي حفظ كيان اسلام تلاش مي­كردند. بالاتر از همه، خداوند دختري به نام فاطمه(س) را به پيامبر اسلام (ص) عطا كرد و لقب كوثر به او داد و فرمود:

« اي پيامبر ما به تو كوثر داديم» يعني به تو خير زياد داديم و اين دختر، مادر يازده امام شد.

حضرت فاطمه بانوي بانوان، همان كسي است كه امام زمان (عج) راجع به ایشان مي­فرمايد:

« الگوي من، دختر پيامبر خدا(ص)، فاطمه زهرا(س) است»

زنان در حكومت امام زمان (عج) نيز نقش بالايي دارند. ياران خاصّ امام زمان (عج) 313 نفر كه جهان به دست آنان اداره خواهد شد. از اين تعداد 50 نفر زن هستند. زناني كه پارسا، دانا، آگاه و پرهيزگارند.

                                                                                                             http://fatehnet.net/

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387;ساعت 15:4;  توسط قاصدک شب; 
پس تو کجایی؟؟؟

 

همچو گنجشكي لب بام نشستم تا بيايي

با سكوتم هيبت غم را شكستم تا بيايي

يوسف ام افتاده اي در چاه بيرحم جدايي

همچو يعقوب زعطر ت مست مستم تا بيايي

طاقت دوري كجا تا لحظه ها را مي شمارم

شعله اي در حسرت پروانه هستم تا بيايي

 

 

 

سلام آقای آب و آینه وآفتاب

 

تمام آب ذهنیت مان کدر شده وایینه دلهامان را غبار کدورت و

 آفتاب جاودان  محبت مان دارد به سردی می گراید..

پس تو کجایی

دیگر برای مرداب شدن  ذهنیت مان،وجرم گرفتن ومحو شفافیت آیینه هامان

 وخاموشی آفتاب مهربانی چند قدمی نمانده ،عزیزا پس تو کجایی؟؟؟؟

امروز دوباره جهان  دل از کدورت می شوید

 وتو می آیی وکاش برای همیشه بیایی!

حجم نفس هامان سنگین است وچشم هامان پر از زلال اشک درد،

 لب هامان لرزان ،دست هامان تهی برای روز میلاد تمام خوبی ها،

 پس تو کجایی؟؟؟

چقدر می خواهی رنج بکشی؟ من چقدر باید اینقدر تو را برنجانم؟

خسته ام از این همه آزار پس تو کجایی؟؟؟

بابای شبهای بی کسی ام؛ مگر می شود در روز  آفرینش تو من لبخند به لب باشم.

تو دوباره به دنیا می آیی وزمین وزمان حضورت را  حس می کنند ،

کی می شود این احساس ها را لمس کنیم... مردیم از این همه جدایی....

خوش به حال آنانی که به عشق در جمکران تو سجده شکر پیشانی بر زمین 

 حضورت به جا می اورند.

..

خوش به حال آنانی که تو امروز دعا هاشان را به درجه استجابت می رسا نی.

آقا با یک دل نه بلکه با صد دل می گوییم...

 

آواز خوش هزار تقدیم تو باد

زیباترین بهار تقدیم تو باد

گویند لحظه ائیست روئیدن عشق

آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

 

میلادت خجسته باد ای خجسته آفرین

 

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387;ساعت 4:27;  توسط انتظار مقدم دلدار می باید کشید; 
بسم رب المهدي

 

 

                      گر آمدم به كوي تو چندان غريب نيست

                                                    چون من در اين ديار هزاران غريب هست

 

                       عاشق كه شد كه يار به حالش نظر نكرد

                                                                    اي خواجه درد نيست وگرنه طبيب هست

 

                   

صبح روشن در شب انتظار    

                                                                                                                 «جواد محدثي»

منتظران، چشم به راه سپيدة تاريخ اند.

با "بصيرت" و"جهاد" ظلمت شب ظلم را مي شكافند ورها از تعلقات، خود را براي"شهادت" در ركاب مولا، آماده مي سازند.

انتظار، درختي است كه جز"اقدام" و"اصلاح"، ميوه اي نمي دهد.

انتظار، فلسفة مقاومت است، نه عامل تسليم!

"عصر ظهور" رجعت دوبارة بعثت در حرا وامامت در غدير است.

"غيبت"، دوران"انتظار" جوشش دوبارة غدير عاشورايي در نينواي تاريخ است،

در بستري از فرات ظهور وعلقمة نور!

منتظران واقعي، سلاح بر دوشان شهادت طلبند كه"استقامت"، مدال ونشانشان است و"ايمان"، ره توشه حركتشان و"توكل"،‌تكيه گاه هميشگي شان.

ياران مهدي(عج) را بايد در ميان سلاح بر دوشان وكفن پوشان وجان بر كفان ومبارزان وسنگر نشينان وخدمتگزاران به انقلاب وتقويت كنندگان سپاه دين وحرمت گزاران به خون وخانوادة شهيدان يافت، نه در ساكتان وبي تفاوتان ونه در رفاه زدگان وعافيت طلبان.

نيمه شعبان، افروختن چراغ شوق در دل شيعيان واميد دادن به محرومان است.

ميلادي است فرخنده،‌كه عيد منتظران وراثت زمين براي مستضعفان وشكست سلطة جباران است.

وقتي نيمه شعبان مي رسد،

گلوا‍‍ژه هاي "انتظار" ،‌"ظهور"،"فرج"،‌"حكومت جهاني"، "قسط وعدل"،  "ديدار"،‌"مهدي" مي شكوفدوعطر يا، زمان را فرا مي گيرد.

چشمها،‌به راه كسي دوخته است كه خورشيد جانها واميد انسانهاست.

يادگاري است از پيامبران وامامان،

خلاصة ابراهيم است،

عصارة محمد(ص) وزنده كنندة سنتهاست.

نيمه شعبان،‌مطلع خورشيد فروزان مهدي(ع) در ظلمت تاريخ است.

آن خورشيد پنهان،‌كعبة مقصود وقبلة موعود امتهاست.

غيبت كبري ،‌دورة آزمايش است.تا منتظران راستين، از مدعيان انتظار،‌بازشناخته شوند وملاك در اين بازشناسي،"شناخت تكليف" وعمل به وظيفه در عصر غيبت است.

مهدي(ع)، خورشيدي است كه در دل منتظران،‌اميد زيستن را همواره روشن وگرم نگاه مي دارد.

هيچ"حضور"،‌هم چون"غيبت" او ، لحظه لحظة زمان وتاريخ را نياكنده است.

حاضرترين حاضران به گرد پاي "حضور غايبانه"اش نمي رسند.

او معناي حضور در غيبت است،

مفهوم غيبت حاضر است،

مجمع غيب وشهود است.

او "وارث" دين محمد وخط سرخ شهادت است،

او "قائم"است، ايستاده واستوار وپابر جا،‌تا جهاني را به قيام حق طلبانه وادارد.

او"منتقم"است، خونخواه حادثة كربلا وانتقام گيرندة خون شهيدان وخون سيدالشهداء.

هم هادي است،‌هم مهدي.

راه شناسي خبير و راهباني است بصير وراهنمايي است مطمئن ودلسوز.

او"صاحب الزمان" و"صاحب الامر" است.

زمين وزمان ،‌امر وفرمان،‌جان وجهان در اختيار اوست.

سلام بر مهدي،انتظار سبز دورانها!

آرمان مجسم عدالتخواهان،

چلچراغ روشن شبستان تاريخ،

روشنگر زمين وزمان،

مرد بر گزيده اعصار

ذخيرة جاويدان الهي

و... نويد بخش صبح، در شب انتظار.

  

| لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387;ساعت 18:28;  توسط سادات; 
روايات اسلامى پيرامون قيام مهدى (عليه السلام)

 

 

 

 

سرعت پيشرفت اسلام در جهان ، و به رسميت شناخته شدن اين آئين در كشورهاى مختلف اروپائى ، و نفوذ سريع آن در آمريكا و آفريقا ، اسلام آوردن بسيارى از دانشمندان و مانند اينها همگى نشان مى دهد كه اسلام رو به سوى عالمگير شدن پيش مى رود .
ولى طبق روايات مختلفى كه در منابع اسلامى وارد شده تكامل اين برنامه هنگامى خواهد بود كه مهدى (عليه السلام) ظهور كند و به برنامه جهانى شدن اسلام تحقق بخشد .
مرحوم طبرسى در مجمع البيان ج
۵،ص۲۵ از امام باقرعليه السلام) در تفسير اين آيه چنين نقل مى كند : ان ذلك يكون عند خروج المهدى فلا يبقى احدا الا اقر بمحمد (صلى الله عليه وآله وسلّم) ،وعده اى كه در اين آيه است به هنگام ظهور مهدى از آل محمد صورت مى پذيرد ، در آن روز هيچكس در روى زمين نخواهد بود مگر اينكه اقرار به حقانيت محمد (صلى الله عليه وآله وسلّم) مى كند .
و نيز در همان تفسير از پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلّم) چنين نقل شده كه فرمود: 
لا يبقى على ظهر الارض بيت مدر و لا وبر الا ادخله الله كلمة الاسلام، بر صفحه روى زمين هيچ خانه اى باقى نمى ماند نه خانه هائى كه از سنگ و گل ساخته شده و نه خيمه هائى كه از كرك و مو بافته اند مگر اينكه خداوند نام اسلام را در آن وارد مى كند""مجمع البيان،ج۵،ص۲۵"

و نيز در كتاب اكمال الدين صدوق از امام صادق (عليه السلام) در تفسير اين آيه چنين نقل شده : و الله ما نزل تاويلها بعد و لا ينزل تاويلها حتى يخرج القائم فاذا خرج القائم لم يبق كافر بالله العظيم ، به خدا سوگند هنوز محتواى اين آيه تحقق نيافته است و تنها زمانى تحقق مى پذيرد كه قائم خروج كند و به هنگامى كه او قيام كند كسى كه خدا را انكار نمايد در تمام جهان باقي نخواهد ماند .


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387;ساعت 20:48;  توسط سادات; 
وعده تشکیل دین حق توسط امام مهدی عجل الله درقرآن
 

"يريدون ان يطفئوا نور الله بافواههم و يابى الله الا ان يتم نوره و لو كره الكافرون "

" هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون."


آينده در قلمرو اسلام

اين آيه بشارت عالمگير شدن اسلام را به مسلمانان داده و با صراحت مى گويد :
او كسى است كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر تمام اديان پيروز و غالب گرداند ، هر چند مشركان را خوشايند نباشد."يريدون ان يطفئوا نور الله بافواههم و يابى الله الا ان يتم نوره و لو كره الكافرون "

منظور از هدايت دلائل روشن و براهين آشكارى است كه در آئين اسلام وجود دارد و منظور از دين حق همين آئينى است كه اصولش حق و فروعش نيز حق و بالاخره تاريخ و مدارك و اسناد و نتيجه و برداشت آن نيز حق است و بدون شك آئينى كه هم محتواى آن حق باشد و هم دلائل و مدارك و تاريخ آن روشن ، بايد سرانجام بر همه آئينها پيروز گردد .
با گذشت زمان ، و پيشرفت علم و دانش ، و سهولت ارتباطات ، واقعيتها چهره خود را از پشت پرده هاى تبليغات مسموم بدر خواهد آورد و موانعى را كه مخالفان حق بر سر راه آن قرار مى دهند در هم كوبيده خواهد شد ، و به اين ترتيب آئين حق همه جا را فرا خواهد گرفت هر چند دشمنان حق نخواهند و از هيچگونه كار شكنى مضايقه نكنند ، زيرا حركت آنها حركتى است بر خلاف مسير تاريخ و بر ضد سنن آفرينش !

 اين آيه ( هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون. )كه عينا و با همين الفاظ در سوره صف نيز آمده است و با تفاوت مختصرى در سوره فتح تكرار شده ، خبر از واقعه مهمى مى دهد كه اهميتش موجب اين تكرار شده است ، خبر از جهانى شدن اسلام و عالمگير گشتن اين آئين مى دهد .

گرچه بعضى از مفسران پيروزى مورد بحث اين آيه را به معنى پيروزى منطقه اى و محدود گرفته اند كه در عصر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) و يا زمانهاى بعد از آن براى اسلام و مسلمين صورت پذيرفت ولى با توجه به اينكه در آيه هيچگونه قيد و شرطى نيست و از هر نظر مطلق است ، دليلى ندارد كه معنى آن را محدود كنيم مفهوم آيه پيروزى همه جانبه اسلام بر همه اديان جهان است ، و معنى اين سخن آن است كه سرانجام اسلام همه كره زمين را فرا خواهد گرفت و بر همه جهان پيروز خواهد گشت .

شك نيست كه در حال حاضر اين موضوع تحقق نيافته ولى مى دانيم كه اين وعده حتمى خدا تدريجا در حال تحقق است .

تفسیر نمونه-ج ۷- ص۳۶۹-۳۷۳


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387;ساعت 20:26;  توسط سادات; 
مقاله/ دکتر رحیم پور ازغدی

جهانی‏سازی، پایان تاریخ و مهدویت

حسن رحیم‏پور ازغدی

تعابیر بسیار بلندی از همه انبیا، از ازل تا خاتم(ص) راجع به حضرت حجت(ع) رسیده و تقریبا جزء اجتماعی‏ترین موضوعات، بین همه ادیان الهی و ابراهیمی، بشارت موعود و وعده منجی است و همه گفته‏اند كه كار نیمه تمام و ناتمام انبیا(ع) و ادیان، به دست این مرد بزرگ، كامل خواهد شد. گفته‏اند كه بزرگ‏ترین تكلیف تاریخ، كار بزرگ‏ترین مرد تاریخ است. حتی مكاتبی كه الوهیت‏زدایی و الهیت‏زدایی شده‏اند باز به نوعی و به نحوی به این مسئله اندیشیده‏اند، و گرچه نام ایشان را نبرده‏اند، اما همه ظهور ایشان را بشارت داده‏اند و حتی مكاتب الحادی چون ماركسیسم نتوانسته‏اند به مسئله آخرالزمان، بی‏تفاوت بمانند.
بودیزم، مسیحیت و یهودیت نیز كه غالب بشریت را زیر پوشش گرفته‏اند، در این خصوص، اعلام‏نظر كرده‏اند. یهود، هنوز منتظر مسیح(ع) است و مسیحیت، منتظر ظهور مجدد مسیح(ع) است. همه انبیا، همه مذاهب و ادیان و فرق، منتظر گشایشی بزرگ در آینده یا در پایان تاریخ هستند و اشاره خواهم كرد كه حتی امروز مكتبی كه چند دهه برای نفی پایان تاریخ و نفی «غایت» از تاریخ، دست و پا زد و مدعی شد كه تاریخ بشر، منتهای روشن ندارد و جهت اصولی خاصی بر آن حاكم نیست، یعنی «لیبرالیزم» كه در واقع پنجاه، شصت سال تئوری بافت كه تاریخ غایت نداشته و ندارد؛ آخرین نظریه‏پردازانشان چون فوكویاما از «پایان تاریخ» سخن می‏گویند، منتها «پایان تاریخ» به روایت خودشان كه تثبیت و تبلیغ نظام لیبرال سرمایه‏داری است.
در روایات از حضرت مهدی(عج)، به «بهار روزگاران» تعبیر شده‏است و در سلامهایی كه به محضر حضرت عرض می‏شود آورده‏اند: «السلام علی ربیع‏الانام و نضرة الایام» درود بر بهار بشریت، بهاران تاریخ و طراوت روزگاران....
                                متن کامل مقاله را در ادامه مطلب مشاهده نمایید...


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387;ساعت 12:36;  توسط سینا; 
شرایط و راههای ملاقات با امام زمان و ائمه ی اطهار (ع)

شرايط و راههاي ملاقات با امام زمان و ائمه ي اطهار(ع)

 

برگرفته از كتاب ملاقات با امام زمان (ع) *جلد دوم_ مولف : سيدحسن ابطحي

 

 

شرايط ملاقات

 

در اينجا تذكر اين نكته لازم است كه چون مطالب زير را علماء بزرگ نقل كرده اند به طور قطع آنها ميدانند كه اگر مطلبي از اين قبيل نقل شود ولي از ائمه ي اطهار نرسيده باشد نبايد به آن عمل كرد و بلكه نقل آنها در كتابهايشان صحيح نيست لذا به طور ظن نزديك بعلم مطمئن هستيم كه همه ي آنها از معصومين (ع) نقل شده و بقصد رجاء ميتوانيم به آنها عمل كنيم و نيز بايد متذكر بود كه اگر كسي به مطالب زير عمل كرد و آن كسي را كه منظور كرده بود در خواب نديد بايد آنرا مربوط به فراموش كردن خواب و يا به جنبه هاي مزاجي خود و يا مربوط به آنكه ممكن است خواب را سرشب ديده و از خاطرش رفته باشد بداند و اگر كسي به دستورات زير عمل كند بعيد نيست كه خوابش را فراموش نكند.

 


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387;ساعت 7:30;  توسط ترنم; 

 ولادت فرخنده  آموزگار شهادت، حضرت حسین بن علی علیه السلام و میلاد مهتر جوانان بهشت علمدار کربلا حضرت ابولفضل العباس و ولادت سید الساجدین (ع) بر تمامی عاشقان مبارک و خجسته باد.

روز پاسدار و جانباز رو هم به همه سلحشوران دفاع مقدس تبریک عرض می کنم و برای همه این عزیزان از خداوند خیر و برکت خواهانم...

 

آرزو می کنم قسمت همه عززان بشه که در بین الحرمین بین دو نیروی عظیم که از دو طرف اونارو می کشه گیر کنن و ندونن سمت سالار شهیدان برن یا سمت سالار عشق و وفا...

من که اول سمت عموم عباس رفتم...

ان شالله قسمت همه بزرگواران بشه

تو این روزها ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید.

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387;ساعت 22:55;  توسط قاصدک شب; 
روزشمار مقدم يار

امروز...

اين ساعت ولحظه ...ثانيه ها وگذرزمان را شمرده ايم...نامش شد روزشمار مقدم يار...

 

اين دلنوشته روزشمار 414400  روز است که خورشيد در پشت ابر می باشد....

 

بخوان دعای فرج برای کم شدن این روزهای سوت وکور..

 

این روزهای غریب..

 

این روزهای دلتنگی ...آن جمعه هاي دلتنگي وبهانه هاي فراق...

 

آن غروب غم انگيز وپردردهاي دوري  وجدايي ازيار...

 

                              بسوی این روزهای وصال....

 

 

فروغ هدايت , بتاب !
و ای خورشيد جهانها , برآی !
ای روشنگر هستی , بيفروز!
و ای راز بزرگ تجلی , چهره بنمای !
ای کعبه مقصود , نمايان شو!
و ای قبله موعود , عيان گرد!
ای مشعل علم , روشنی بخش !
و ای مربی عقل , آگاهی ده !
ای حامل قرآن , بيا!
و ای صاحب شمشير , بخيز!
ای اميد رهايی , بشتاب !
و ای پناه همگان , فرارس !
ای ذخيره الاهی , به درآی !
و ای عصمت دردها , بهبودی بخش !
و ای نجات جانها , حيات آفرين !
ای سر عظيم , بخوان !
و ای اسم اعظم , بدم !
ای کشتی نجات , به سوی ما آی !...
و ای ساحل رستگاری , پيدا شو!
بيا و مشتاقان مهجور را درياب , و شيفتگان بيتاب را آرامش بخش ! ما کوله بار دل تاريک بردوش نهاده , در اين هامون بيکران راه می سپاريم , و تو را و نشان سرمنزل تو را می جوييم ...
ما بدان مقصد عالی نتوانيم رسيد
هم مگر پيش نهد لطف شما گامی چند
ای خورشيد , از تابيدن دريغ مورز!

 

 

 

خبرت هست كه بي روي توآرامم نيست...!

 

 

الهم عجل لولیک الفرج...العجل العجل..العجل...

 

التماس دعای فرج...

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387;ساعت 8:25;  توسط مجنون مهدی(عج); 
مقاله

آخرالزمان و حكومت جهانى حضرت مهدى(ع)
گفت‏وگو با حجت‏الاسلام والمسلمين نجم‏الدين طبسى

حجت‏الاسلام والمسلمين نجم‏الدين طبسى در سال 1334 در نجف اشرف به دنيا آمدند. دروس مقدماتى حوزه را در همين شهر و نزد پدر بزرگوارشان حضرت آيت‏اللّه‏ حاج شيخ محمد طبسى آغاز كردند، اما به دليل شرايط نامناسبى كه حكومت بعثى براى طلاب حوزه‏هاى علميه فراهم آورده بود ناچار به مهاجرت از نجف و اقامت در شهر مقدس قم شدند. دروس سطح حوزه را در محضر اساتيدى چون حضرات آيات ستوده، اشتهاردى و حرم‏پناهى گذراندند و در مقطع خارج حوزه نيز از محضر اساتيدى چون آيات عظام گلپايگانى، وحيد خراسانى، فاضل لنكرانى و تبريزى بهره بردند.
ايشان علاوه بر تدريس دروس حوزوى در مقطع سطح و خارج به تأليف و نگارش كتاب در زمينه مباحث مختلف فقهى، تاريخى و كلامى نيز اشتغال دارند كه از جمله اين كتابها مى‏توان به مواردالسجن، مواردالنفى والتغريب، امام حسين(ع) در مكه، عاشورا، چشم‏اندازى از حكومت امام مهدى(ع) و... اشاره كرد.
آنچه در پى خواهد آمد حاصل گفت‏وگوى ما با ايشان است كه اميدواريم مقبول طبع شما گراميان واقع شود.
موعود با تشكر از اين‏كه وقت خود را در اختيار ما قرار داديد بفرماييد منظور از دو واژه «آخرالزمان» و «عصر ظهور» كه در روايات آمده است، چيست؟ و به كدام برهه از زمان اشاره دارند؟

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب مراجعه نماییید..


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387;ساعت 22:26;  توسط سینا; 
با شروع اشکهایم بیا...

بیا تا برایت بگویم...

 

بیاآقا....بیا ای سحرخیزمدینه گل خوشبوی نرگس!

با ترنم باران بیا...با شروع اشکهایم بیا...
بیا تابرایت بگویم...
چه می کشد آنکه غریب است در ازدحام آشنا .........
در ازدحام بی کسی فریاد زنم خدایاجانم بر لب آمد
از اینهمه ملامت...دوروییها..نیرنگ ها...
از این همه دربه دری...ازاین همه فساد و ظلم وریا...

 

آقا!

 

آقا جان!
آقاي يگانه من!
مظلومترين!
تنهاترين!


تو خود خوب مي داني که من، عاشق عاشقي پيشه دل شکسته تو، با خود عهد کرده بودم که زندگي ام را، تمام زندگي ام را آري، همه و همه آن را، وقف تو کنم ...
و چرا نه؟!
چرا، چنين نکنم؟ در حالي که مي دانم، به يقين مي دانم که تو مولاي دريادل من( که چقدر کوچک است دريا براي نشان دادن مهرباني تو و چقدر کلمات محدودند براي بيان احساس من!)
هر روز و همه شب، لحظاتي از زندگي گران بار خويش را به ياد من بوده اي ...
و براي من، اين موجود کوچک سراپا تقصير، دست به دعا برداشته اي..
و چه زلال
اي زلالترين!
اشک ريخته اي
اشکي براي من
اشک تو براي من
اشکي براي سبک شدن کوله بار گناه من!
آه اي خداي من!

 
پس اگر تمام زندگي خويش را و لحظه به لحظه آن را وقف تو کنم، هنوز هم هيچ نکرده ام و هنوز هم در خم ابتدايي ترين کوچه عشق تو مانده ام ..من عهد کرده بودم ..
با خود و خداي خويش، که لحظات زندگي ام را با ياد تو گره بزنم
و اکنون ....


اکنون که زندگي ام به اندازه بيست و چهار سال خزان زده است سر به زيرم، شرمگين ام ...

از اين که نتوانسته ام آنچنان که بايد و ان سان که شايد
به عهد خويش وفا کنم که به خدا، سخت زمانهاي شده است براي عاشقان تو
اينک اي دريادل ترين!
مي خواهم بسان مورچه اي که به اندازه توان خويش تحفه اي براي سليمان مي برد هديه اي به بارگاه تو تقديم کنم .
و مي دانم که سرزنشم نخواهي کرد، از اين که هديه ام کوچک است در برابر عظمت تو.
اکنون به لطف و مهرباني خويش،
هديه مرا بپذير 
دل جوان مرا بپذير 
دلی  راکه با محبت تو آشنا کرده ام و شهد شيرين تر از عسل مهرت را، نه جرعه جرعه که دريا دريا، در کام جانش ريخته ام
و بگذار تا فدايي تو باشد....گرچه باگذرزمان ازفراق ودوری توبه سالهای پیری خود می رسد...می خواهم فداشود... 
فدا شود به راه تو
که همه چيز مني
و همه هستي او
اي تمام سرمايه زندگاني من
اي نهايت سراسر آرزوي من
اي محبوب آسماني من


اي مهدي من!

 

واما ................................
سکوت من دوباره در ازدحام بی کسی گم میشودو باز در میان هیاهو و ازدحام  بدنبال گمگشته ام که ازدورنور پاکش را که برقلبم حس میکنم...


به امید وصل نزدیکش به او خود را به دست باد میسپارم ودعای فرج را زمزمه می کنم.......

 

التماس دعای فرج

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387;ساعت 8:32;  توسط مجنون مهدی(عج); 

اقراء باسم ربک الذی خلق

 

 

بخوان به نام پروردگارت که آفرید. همان که انسان را از خون بسته ای خلق کرد. بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان که به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمی دانست، یاد داد.(سوره مبارکه علق)

 

 

مبعث پیام آور وحی، پیامبر نور و رحمت بر تمام مسلمانان جهان مبارک باد

دلم می خواهد هر روز پنجره اتاقم رو به مسجد النبی باز شود و هر شب دیدگانم متبرک به گنبدی سبز رنگ شود ... دلم می خواهد هر روز کبوترهای دلم همبازی کبوترهای خاک آلود قبرستان بقیع باشد و میعاد شبانه ام با دل ، پشت نرده های سبز رنگ قبرستان بقیع باشد و دلم می خواهد بار دیگر سیر ببینم ، باب بیت الاحزانش را ... دلم می خواهد کاروانی پشت بقیع برایم بخواند :

اینجا بقیع عشق است ، گنبد چرا ندارد ؟

هر کس نبوسد این خاک، در کعبه جا ندارد

 

نماز شب بیست و هفتم : دوازده رکعت "6 تا دو رکعتی"  و بعد از فارغ شدن

از نمازها سوره های حمد ،ناس ،توحید ،کافرون ،قدر و آیةالکرسی هر کدام 7مرتبه

 

خوانده شود و بعد از آن این دعا خوانده شود : الحَمدُ لِله الّذی لـَم یَتّخِذ وَلـَدا ً وَ لـَم

 

یَکُن لـَهُ شَریکٌ فِی المُلک ،وَ لـَم یَکُن لـَهُ وَلیّ ٌ مِنَ الذّ ُلِّ وَ کَبِّرهُ تَکبیرا ً اللهمّ َ اِنّی

 

اَسئَلُکَ بِمَعاقِدِ عِزِّکَ عَلـَی ارکان ِ عَرشِکَ وَ مُنتَهَی الرّ َحمَةِ مِن کِتابِکَ وَبـِاسمِکَ

 

الاَعظـَم ِ الاَعظـَم ِ الاَعظـَم ِ وَ ذِکر ِکَ الاَعلـَی الاَعلـَی الاَعلـَی وَ بِکَلِماتِکَ التـّامّاتِ

 

اَن تُصَلـِّیَ عَلـَی مَحمّـَدٍ وَ آلـِهِ وَ اَن تَفعَلَ بی ما اَنتَ اَهلـُهُ .

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387;ساعت 0:39;  توسط قاصدک شب; 
مقاله

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ

در قرآن کريم بيش از يکصد آيه به وجود نازنین حضرت بقيةالله الاعظم (عج) تفسير و تأويل شده است. برخي از بزرگان ، کتاب هايي را در اين زمينه به رشته تحرير در آورده‏اند که از آن جمله کتاب المحجة فيما نزل في القائم ، که تأليف مرحوم بحراني است و شامل 120 آيه به استناد احاديث معصومان (ع) که به ظهور مهدي (عج) تفسير شده است.

از طرفي، قرآن کريم، ظهور منجي عالم بشریت را با آرزوها و فطرت پاک بشری پيوند زده است. و بر اين نکته تأکيد کرده که اعتقاد به موعود آخرالزمان تنها به شيعيان و مسلمانان اختصاص ندارد ، بلکه تمام پيامبران گذشته ، بشارت فرا رسيدن اون حضرت را داده‏اند. و در واقع قرآن ايشان را به عنوان منجي و ذخيره الهيِ همه انسان‏هاي مستضعف درسراسر جهان معرفي مي‏کند.

یکی از آیاتی که در احادیث ما از آن تفسیر به حضرت حجت شده آيه 105 سوره‏ انبياء که خداوند می فرماید :
و لقد کتبنا في الزبور من بعد الذکر، ان الارض يرثها عبادي الصالحون.
ما در کتاب زبور پس از تورات نوشته‏ايم که سرانجام، زمين را بندگان صالح و شايسته به ارث خواهند برد.

) قال ابوجعفر عليه‏السلام(                                   
از حضرت باقر عليه‏السلام نقل شده که ذیل این آیه شریفه فرمودند هم اصحاب المهدي في آخر الزمان یعنی منظور از صالحان در اين آيه اصحاب حضرت مهدي عليه‏السلام در آخر الزمان هستند .

همچنین در آيه 5 سوره‏ قصص آمده که :
و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين.
و ما اراده کرده‏ايم که بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم.

امام اميرالمومنين عليه‏السلام در جمله‏اي چنين مي‏فرمايد:
دنيا پس از چموشي و سرکشي که هم چون شتري که از دادن شير به بچه‏اش خودداري مي‏کند به ما روي مي‏آورد و سپس همين آيه مورد بحث را تلاوت فرمود:

و در حديث ديگري مي‏فرمايد:
اين گروه، آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم هستند. خداوند مهدي آنان را بعد از زحمت و فشاري که برآنان وارد مي‏شود برمي‏انگيزد و به آنها عزت مي‏دهد و دشمنانشان را خوار و ذليل مي‏کند.

سوره‏ نور، آيه 55
وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني‏ لا يُشْرِكُونَ بي‏ شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
خداوند به کساني که از شما ايمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده داده که حتما آنها را خليفه روي زمين خواهد کرد، همانگونه که پيشينيان را خلافت روي زمين بخشيد و دين و آييني را که براي آنها پسنديده پا برجا و ريشه‏دار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنيت و آرامش مبدل مي‏کند. آنچنانکه تنها مرا مي‏پرستند و چيزي را براي من شريک نخواهد ساخت و کساني که بعد از آن کافر شوند فاسقند.

سوره‏ حج، آيه 41
الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور
ياران خدا کساني هستند که هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم نماز را بر پا مي‏دارند و زکات را مي‏پردازند و امر به معروف و نهي از منکر مي‏نمايند و پايان همه کارها از آن خداست.

آیه 148 سوره بقره :
أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَميعا
راوي مي‏گويد از ابي الحسن عليه السلام از معني آيه سؤال کردم فرمود: «به خدا قسم آن است که وقتي قائم ما قيام کند خداوند شيعيان ما را از تمامي نقاط در کنار او گرد مي‏آورد».

آیه 86 سوره هود
بقية الله خير لکم ان کنتم مؤمنين

مردي به امام صادق عليه السلام عرض کرد آيا به امام قائم عليه السلام با خطاب (اميرالمؤمنين) سلام کنيم؟ حضرت فرمود:
«خير. اميرالمؤمنين اسمي است که خدا حضرت علي عليه السلام را به آن ناميده و قبل و بعد از او کسي جز شخصي که کافر شده باشد به اين نام ناميده نشده است. آن مرد پرسيد پس به چه خطابي به آن حضرت سلام نماييم. حضرت فرمود: مي‏گويي السلام عليک يا بقية الله و سپس آن حضرت اين آيه را تلاوت فرمود: بقية‏الله خيرلکم ان کنتم مؤمنين».

منبع:

  1. قرآن کریم
  2. المحجة فيما نزل في القائم -تأليف سید هاشم بحرانی

منبع مقاله:

سايت  مقالات علمی ايران

| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387;ساعت 12:44;  توسط سینا; 
ترا در تمامی لحظه ها خواهم خواند . . .

"يا  اباصـالح  المهـدي  ادركني"                                                                          

 

 

 

 

ترا در تمامي  لحظه ها خواهم  خواند 

 

 

 

اي سبز قامت  رعناي   عشق  و اي  سكوت بي پرواي  انسانيت

 

 

 

بيا بر پينه  ي   دستانم  مرهم  عطوفت  بنشان

 

 

 

و بر كوير پر  ترك  دلم  جرعه ي آبي  باش

 

 

 

 

هميشه  معنا  خواهـم  كرد  اسطوره اي  كه  تو باشي  بر دفتـر  قلبـم

 

 

 

 

اگر با رفتن من قدم  بر چشمه ي خشكيده ي   چشـمانم  خواهي گذاشت

 

 

 

پس:

 

 

 

فرشته ي جانم را زودتر رسان  تا   بلكـه   با   حضور  تو   آرامشي   ديگر  ببيند

 

 

 

اي توفنده ترين    باران ها  ،  من  تا  پاي  جان  منتظر   حضور   هميشه  سبز  و  شادمانه  ات   خواهم  ماند

 

 

 

آنگاه  كه  از  زير  هزاران   فرسخ   خاك    به    پا   خيزم 

 

 

 

لباس  رزم  و  زره   پولادين   سالهاي    پر  رمز   و راز  تو را  به  تن  كنم   و

 

 

 

 

  بيايم   به  ياري  تو. 

 

 

 

"اللهـم   عجـل   لوليك   الفـرج"

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387;ساعت 12:16;  توسط ترنم; 
در اين عزا و اين محن ×××××××× تسليت يابن الحسن(عج)

آجرک الله یا بقیه الله(ع)

آجرک الله یا مولانا یا صاحب الزمان(ع) 

نماز نشسته

 

در اين زندان كه ره بسته است پرواز صدايم را

نمي بينم كسي را جز خودم را و خدايم را

سرم را مي گذارم روي زانوهاي لرزانم

يكايك مي شمارم غصه هاي زخمهايم را

پريشان حالم و از استخوانم درد مي ريزد

نمي جويم زدست هركس و ناكس دوايم را

اگر چه زخم تن دارم كبودي بدن دارم

ولي خرج عبادت مي نمايم لحظه هايم را

حضور دانه ي زنجير  در راه گلوگاهم

دو چندان  مي نمايد بغض سنگين دعايم را

نمي گويم چه كردم تازيانه با وجود من

ببين پُر كرده خون پيكرمن بوريايم را

اگر بنشسته مي خوانم نمازم را در اين زندان

غل زنجيرها كوبيده كرده ساقي پايم را

 

 

سروده علي اكبر لطيفيان

 

اجرک الله یا مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف)

 

 

سخنان برگزیده



* امام رضاعلیه السلام: زیارَةُ قَبرِ أبی مِثلُ زِیارَةِ قَبِر الحُسَینِ؛

زیارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعلیه السلام، مانند زیارت قبر حسین‏علیه السلام است.


* روایت شده است: أنّهُ (الکاظِم َ‏علیه السلام) کانَ یَبِکی مِن خَشیَةِ اللَّهِ

 

حَتّى‏ تَخضَلَّ لِحیَتُهُ بِالدُّمُوعِ؛


امام کاظم همواره از بیم خدا مى‏گریست، چندان که محاسنش از اشک تر مى‏شد.

 

* امام کاظم ‏علیه السلام: ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَکثُ الصَّفَقَةِ و تَرکُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛

 

سه چیز تباهى مى‏آورد: پیمان شکنى، رها کردن سنّت و جدا شدن از جماعت.

 

* امام کاظم ‏علیه السلام: عَونُکَ لِلضَّعیفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛

کمک کردن تو به ناتوان، بهترین صدقه است.

 

* امام کاظم‏ علیه السلام: لَو کانَ فِیکُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛

 

اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن کامل) در میان شما بود، قائم ما قیام مى‏کرد.

* امام کاظم‏ علیه السلام: لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ فی کُلِّ یَومٍ؛

 

کسى که هر روز خود را ارزیابى نکند، از ما نیست.

 

* امام کاظم ‏علیه السلام: ما مِن شَى‏ءٍ تَراهُ عَیناکَ إلّا و فیهِ مَوعِظَةٌ؛

 

در هر چیزى که چشمانت مى‏بیند، موعظه‏اى است.

* امام کاظم ‏علیه السلام: مَن کَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ کَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ یَومِ القِیامَة؛

 

هر کس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند

 

عذاب خود را در روز قیامت از او باز مى‏دارد.

 

* امام کاظم ‏علیه السلام: إذا کانَ ثَلاثَةٌ فی بَیتٍ فَلا یَتَناجى‏

 

إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِکَ مِمّایَغُمُّهُ؛

 

هر گاه سه نفر در خانه ‏اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نکنند؛

 

زیرا نجوا کردن، نفر سوم را ناراحت مى‏کند.

 

* امام کاظم‏ علیه السلام: إیّاکَ أن تَمنَعَ فی طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَیهِ فی مَعصِیَةِ اللَّهِ؛

 

مبادا از خرج کردن در راه طاعت خدا خوددارى کنى،

 

و آن‏گاه دو برابرش را در معصیت خدا خرج کنى.

 

* امام کاظم ‏علیه السلام: لاتُذهِبِ الحِشمَةَ بَینَکَ و بَینَ أخیکَ

 

وَأبْقِ مِنها فَإنَّ ذَهابَها ذَهابُ الحَیاءِ؛

 

مبادا حریم میان خود و برادرت را (یکسره) از میان ببرى؛

 

چیزى از آن باقى بگذار؛ زیرا از میان رفتن آن، از میان رفتن شرم و حیا است.

 

* امام کاظم ‏علیه السلام: أبلِغ خَیراً و قُل خَیراً ولا تَکُن أمُّعَةً؛


خیر برسان و سخن نیک بگو و سست

 

رأى و فرمان‏برِ هر کس مباش.


* امام کاظم ‏علیه السلام:

 

المُصیبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ و لِلجازِعِ اثنَتانِ؛


مصیبت براى شکیبا یکى است و براى ناشکیبا دوتا.


* امام کاظم‏ علیه السلام: الصَّبرُ عَلَى العافِیَةِ أعظَمُ مِنَ الصَّبرِ عَلَى البَلاءِ؛


شکیبایى در عافیت بزرگ‏تر است از شکیبایى در بلا

 

 

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387;ساعت 9:25;  توسط انتظار مقدم دلدار می باید کشید; 
ای سحرخیز مدینه!....

 

چشمانم بارانیست دراین شبهای تنهایی و با یادت تا ملکوت خداپرواز می کنم!

مددی کن ارباب که دلم گرفته.....تورابه اسم زیبایت قسم...دعایم کن!

 

 

 

 

بهار من !

 

محبوب من!

 

الهه عشق من!

 

رویای سحرگاهان من!

 

ای یار تنهایها وهمدم بی کسیهای من!

 

می دانی عزیز؟...می دانم که نخوانده می دانی وننوشته می خوانی....

 

بیمار وگرفتار مهر توام!....

 

مجنون توام!....نظری براین مجنون دلشکسته ات...

 

 

حال ...هر شب هنگام خفتن ترا با چشم دل مي بينم وآن هنگام كه به خواب ميروم

 

 

هميشه به تو نزديكترم ، زيرا تنها در دنياي خواب مي توانم پرده جدايي را كنار زنم و با تو

 

 

سخن بگويم و هيچ چيزي جز روي زيباي تو نبينم و هيچ صدايي بجز آهنگ تو نشنوم.

 

 

 

دلدار من !

 

 

 دير گاهي نيست كه روحم چون  شعاع سپيده دم و يا مثل  آه عاشقان بهم ریخته...

 

 اما با اين همه من هنوز دور از تو نفس مي كشم و روزها را به ياد تومي گذرانم....

 

 

ای سحرخیز مدینه!....

 

 

به امید همان سحرگاهی که به ما نوید پرواز درملکوت را دادی.....

 

 

 

به نقد عمر ، مِهرت  را  خریدم      تو را تنها در عالم  برگزیدم


از این کوچه به آن کوچه شب روز          به شوق دیدنت با سر دویدم

 

 

 

مجنون توام مددی کن یارا....

 

 

کاش بدانند به هنگام سحرگاهان وصبوح چه آفتاب گرم ومهربانی

 

 ازپیش روی ما گذرمی کند وماغافلیم...!!

 

 

التماس دعای فرج...

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387;ساعت 7:43;  توسط مجنون مهدی(عج); 
گفتگوبابهار

 

                       آب زنید راه را هین که نگار می رسد

                                          مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد 

 

                            

 گفتگوبابهار

السلام علي ربيع العنام ونضرة الايام"

سلام بر آخرین نور هدایت ومعدن رسالت ومحل ورود وخروج ملائکه.

 سلام بر آخرین گنجینه بهار وآخرین حجت خدا بر روی زمین.

 وسلام بر منتظرترین منتظر دنیا.

 نسیم روح فزای زندگی باُامید به اینکه" تو در راهی"دلها را بهاری می کند.

ای مَحرم وجود!‌  قرنها یکی بعد از دیگری در حال گذر است ورفته رفته بر چشمهای

منتظری که به امید وصال شما شب وروزشان یکی شده افزوده می شود.

 مولای خوبم  نمی دانم حال که با شما به گفتگو نشسته ام تا از لحظه های سخت

 جدایی با شما سخن بگویم آیا از من راضی هستیدیا نه؟

 اما عشق ومحبت شما در دلم ولطف ورحمت شمابه من این جسارت را می دهد که

 با وجود همه دشنه هایی که بخاطر معاصیم بر روح شما وارد کرده ام باز هم بتوانم با

 شما گفتگو کنم.

 ای مولای خوبم! که می دانم از همه ما منتظرتری 

 نمی دانم تا کی باید هر صبح  دلم را

  در هوای کویت به پرواز در آورم وبا زمزمه دعای عهد آتش فراقم را افزونتر کنم ودر

غروب هر آدینه دل خسته ام را بر درختی خشکیده فرود آورم.

 وبه امید اینکه تو بیایی

وبا نفس مسیحائیت بر درخت خشکیده قلبم ترنم بهاری بخوانی آدینه ها را یکی پس

 از دیگری سپری کنم.

 مولای مهربانم!  فرمودی که هر لحظه بامایی ومتوجه ما هستی

 فرمودی مراقب ما هستی

فرمودی دلواپس مایی وبرایمان دعا می کنی.

 فرمودی خیلی جاها این شما هستی که کمکمان می کنی.

 اما ای عزیز  ما آدمها که عقلمان در چشممان است  حضورت را نادیده می گیریم وبه

 دنبال هر بهانه ای می گردیم تا بگوئیم حضور تو زمانی باورمان است که ظهور یابد.

مولا جان ۱۱۶۹ سال از غیبتت گذشته.

وتو همچنان در انتظار ۳۱۳ آدم که بشود

 رویشان حساب کرد هستی.

 هیچوقت فکر نمی کردم که آدم شدن اینقدر زمان ببرد.

یک روز با خودم تصمیم گرفتم تمامی جمعه هایی که مولا نبوده ومنتظرانش بر خاک

انتظار سپری کرده اند را بشمارم.  

 پشیمان شدم.می دانستم کاری گزاف است.

 به خودم گفتم:ای آدم پر مدعا که می خواهی انتظار را به شماره آوری.بهتراست به

خود آیی ومهیابودنت را به تصویر بکشی.

به شماره بیاوری که چند انسان منتظر حقیقتا در طول تاریخ وجود داشته اند ویا اصلا

 تو، خود تو چه مقدار زمینه ظهور را در وجودت فراهم آوردی.

 به خودم نهیب زدم که از این به بعد بیا وشماره کن که چه تعداد موانع برای حضور مولا

در این عالم پرآشوب وجود داردوچه تعداد مانع در دل تاریک خودت.

فکر میکنم چه تعداد از گناهان من ممکن باعث تاخیر فرج شده باشد؟!

وآیا من منتظر واقعی هستم

یا اینقدر در دنیای روزمره گی خودم فرو رفته ام که جای

 خالی مولا عذابم نمی دهد؟!

آيا ما به اندازه تشنه اي كه طالب آب است ، تشنه حضور مولا هستيم؟

 ای خوبترین گوهر کمال از آدم تا خاتم واز خاتم تا خامنه ای همه شیعیان به امید

 دیدارت صبوری پیشه کرده اند...ولی دلهای ما بی قرار حضورت شده...

 بیا و دیگر کلمه انتظار را از لغت نامه ها پاک کن.

                      تورا من چشم در راهم...

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387;ساعت 23:57;  توسط سادات; 
از روزهاي هفته سه شنبه براي من

سلام عزیزدلم...!

 

سلام ارباب وفا....

 

سلام ای چاره سازهمه ....

 

سلام بر تو كه دلشكستگان را پناهی و دلهای شكسته در كنار تو به آرامش می‌رسند،

چشمهای ابری در حریم تو بارانی و دریای پر تلاطم دلهای طوفانی با نسیم دلنواز روی تو از طغیان باز می‌مانند،

 

كشتی‌های آرزوی آرزومندان به امید ساحل كوی تو كناره می‌گیرند.

 

ای آرزوی آرزوها، این پرده را بردار از او، مستان سلامت می‌كنند،....

 

 

وقتی كه به راه عشق می‌نگری، در می‌یابی كه جز او رهگذری به آن كوچه باغها قدم نگذاشته است كه عطر بر و رویش را این گونه عطر افشانی كرده و آرزومندان رویش را به آن كوچه باغها روانه ساخته، دل خستگان روی تو خود در حیرانند و سرگردانیكه سراغ تو را از كدامین دشت و دیار جستجو كنند تا بلكه عطش آن درون پرالتهاب نفس خود را لحظه‌ای فرو بنشانند.


مگر نه این است كه می‌گویند چشمان ما هر روزی امام زمان(عج) خود را می‌بیند و اگر هر چشمی روزی امام زمانش(عج) را نبیند نابینای معرفتی خواهد شد. پس چه بی‌وفایند این دیدگانی كه با دیده‌های خود به روی امام زمان(عج) خود می‌نگرد، اما دوست خود را از میان این همه كثرت آدم نما نمی‌تواند تشخیص بدهد.

سزاوار این دیدگان در این است كه بر شرمگینی خود مدام اشك بریزد تا اینكه به این وسیله بتواند زنگار دل بشوید و آن چراغ تابان و نقطه نورانی را روشن بسازد.


از این دیدگان خود شرمگینم ای دوست كه روی تو را هر روز می‌بیند و باز تو را نمی‌شناسد.

 

دلم چون پرنده‌ای خسته بال تا ناكجاآباد دیارت را جستجو می كند و به دنبال نشانی سراغ از بی‌نشانها می‌گیرد.


دیدگانم از ورای پرده نازك اشك تماشای روی تو نشسته و چهره را برای قدمگاه تو آبیاری می‌كند ...

 

تا پرده از روی آن چهره تابناك براندازی و انتظار هزاره را به پایان ببری ای عزیزدلها...

 

 

 

مهدی موعود بقیةالله صاحب منتظر

 


عطش دیدار تو، دیوانه ام کرده
 

 

 

 

دور از توام، ولی با توام! همین مرا بس!

 

 

 

 

 

يك شب بيا ستاره بريزم به پاي تو
اي آفتاب من همه چيزم فداي تو


يك شب بيا به ما برسد اي اذان صبح
از پشت بام مسجد كوفه صداي تو


ما مدتي است خانه تكاني نكرده ايم
شرمنده ايم در دل ما نيست جاي تو


غير از همين دو قطره اشكي كه مانده بود
چيزي نداشتم كه بيارم براي تو


از روزهاي هفته سه شنبه براي من
شبهاي پنجشنبه و جمعه براي تو


روزي به خاطر سفر جمكران من
روزي به خاطر سفر كربلاي تو

روزي دعا كن براي سفركربلاي من....

 

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387;ساعت 7:30;  توسط مجنون مهدی(عج);