مير فطروس در کتاب خود، انتظار را مذهب احتراز معرفي ميکند؛ مذهب کنارهگيري و گوشهگيري، مذهبي که نميتواند کاري صورت دهد، پس دهن کجي ميکند و کنار ميکشد.
دکتر شريعتي، انتظار را مذهب اعتراض ميدانست. مذهبي که حرفي دارد و کاري ميتواند و به آن چه ميگذرد، دل نميبندد و همه ظلمها و بيدادها را با يک «نه»ي بزرگ که از سقيفه آغاز شد، پيش ميراند.
سؤالي که در ذهن ميآيد، دو جلوده دارد: يکي اين که اعتراض تا کجا ادامه دارد؟ آيا تا عدالت، تا آزادي، تا آگاهي و عرفان و يا تا شکوفايي و تکامل و يا ...
دوم اين که اين اعتراض چه کاري را به دنبال ميآورد و اين نفي با چه اثباتي همراه ميشود؟
ادامه مطلب را بخوانید.

