تبليغاتX
آخرین منجی
 



 

بسم رب المهدي

 

 

                      گر آمدم به كوي تو چندان غريب نيست

                                                    چون من در اين ديار هزاران غريب هست

 

                       عاشق كه شد كه يار به حالش نظر نكرد

                                                                    اي خواجه درد نيست وگرنه طبيب هست

 

                   

صبح روشن در شب انتظار    

                                                                                                                 «جواد محدثي»

منتظران، چشم به راه سپيدة تاريخ اند.

با "بصيرت" و"جهاد" ظلمت شب ظلم را مي شكافند ورها از تعلقات، خود را براي"شهادت" در ركاب مولا، آماده مي سازند.

انتظار، درختي است كه جز"اقدام" و"اصلاح"، ميوه اي نمي دهد.

انتظار، فلسفة مقاومت است، نه عامل تسليم!

"عصر ظهور" رجعت دوبارة بعثت در حرا وامامت در غدير است.

"غيبت"، دوران"انتظار" جوشش دوبارة غدير عاشورايي در نينواي تاريخ است،

در بستري از فرات ظهور وعلقمة نور!

منتظران واقعي، سلاح بر دوشان شهادت طلبند كه"استقامت"، مدال ونشانشان است و"ايمان"، ره توشه حركتشان و"توكل"،‌تكيه گاه هميشگي شان.

ياران مهدي(عج) را بايد در ميان سلاح بر دوشان وكفن پوشان وجان بر كفان ومبارزان وسنگر نشينان وخدمتگزاران به انقلاب وتقويت كنندگان سپاه دين وحرمت گزاران به خون وخانوادة شهيدان يافت، نه در ساكتان وبي تفاوتان ونه در رفاه زدگان وعافيت طلبان.

نيمه شعبان، افروختن چراغ شوق در دل شيعيان واميد دادن به محرومان است.

ميلادي است فرخنده،‌كه عيد منتظران وراثت زمين براي مستضعفان وشكست سلطة جباران است.

وقتي نيمه شعبان مي رسد،

گلوا‍‍ژه هاي "انتظار" ،‌"ظهور"،"فرج"،‌"حكومت جهاني"، "قسط وعدل"،  "ديدار"،‌"مهدي" مي شكوفدوعطر يا، زمان را فرا مي گيرد.

چشمها،‌به راه كسي دوخته است كه خورشيد جانها واميد انسانهاست.

يادگاري است از پيامبران وامامان،

خلاصة ابراهيم است،

عصارة محمد(ص) وزنده كنندة سنتهاست.

نيمه شعبان،‌مطلع خورشيد فروزان مهدي(ع) در ظلمت تاريخ است.

آن خورشيد پنهان،‌كعبة مقصود وقبلة موعود امتهاست.

غيبت كبري ،‌دورة آزمايش است.تا منتظران راستين، از مدعيان انتظار،‌بازشناخته شوند وملاك در اين بازشناسي،"شناخت تكليف" وعمل به وظيفه در عصر غيبت است.

مهدي(ع)، خورشيدي است كه در دل منتظران،‌اميد زيستن را همواره روشن وگرم نگاه مي دارد.

هيچ"حضور"،‌هم چون"غيبت" او ، لحظه لحظة زمان وتاريخ را نياكنده است.

حاضرترين حاضران به گرد پاي "حضور غايبانه"اش نمي رسند.

او معناي حضور در غيبت است،

مفهوم غيبت حاضر است،

مجمع غيب وشهود است.

او "وارث" دين محمد وخط سرخ شهادت است،

او "قائم"است، ايستاده واستوار وپابر جا،‌تا جهاني را به قيام حق طلبانه وادارد.

او"منتقم"است، خونخواه حادثة كربلا وانتقام گيرندة خون شهيدان وخون سيدالشهداء.

هم هادي است،‌هم مهدي.

راه شناسي خبير و راهباني است بصير وراهنمايي است مطمئن ودلسوز.

او"صاحب الزمان" و"صاحب الامر" است.

زمين وزمان ،‌امر وفرمان،‌جان وجهان در اختيار اوست.

سلام بر مهدي،انتظار سبز دورانها!

آرمان مجسم عدالتخواهان،

چلچراغ روشن شبستان تاريخ،

روشنگر زمين وزمان،

مرد بر گزيده اعصار

ذخيرة جاويدان الهي

و... نويد بخش صبح، در شب انتظار.

  

| لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387;ساعت 18:28;  توسط سادات; 
روايات اسلامى پيرامون قيام مهدى (عليه السلام)

 

 

 

 

سرعت پيشرفت اسلام در جهان ، و به رسميت شناخته شدن اين آئين در كشورهاى مختلف اروپائى ، و نفوذ سريع آن در آمريكا و آفريقا ، اسلام آوردن بسيارى از دانشمندان و مانند اينها همگى نشان مى دهد كه اسلام رو به سوى عالمگير شدن پيش مى رود .
ولى طبق روايات مختلفى كه در منابع اسلامى وارد شده تكامل اين برنامه هنگامى خواهد بود كه مهدى (عليه السلام) ظهور كند و به برنامه جهانى شدن اسلام تحقق بخشد .
مرحوم طبرسى در مجمع البيان ج
۵،ص۲۵ از امام باقرعليه السلام) در تفسير اين آيه چنين نقل مى كند : ان ذلك يكون عند خروج المهدى فلا يبقى احدا الا اقر بمحمد (صلى الله عليه وآله وسلّم) ،وعده اى كه در اين آيه است به هنگام ظهور مهدى از آل محمد صورت مى پذيرد ، در آن روز هيچكس در روى زمين نخواهد بود مگر اينكه اقرار به حقانيت محمد (صلى الله عليه وآله وسلّم) مى كند .
و نيز در همان تفسير از پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلّم) چنين نقل شده كه فرمود: 
لا يبقى على ظهر الارض بيت مدر و لا وبر الا ادخله الله كلمة الاسلام، بر صفحه روى زمين هيچ خانه اى باقى نمى ماند نه خانه هائى كه از سنگ و گل ساخته شده و نه خيمه هائى كه از كرك و مو بافته اند مگر اينكه خداوند نام اسلام را در آن وارد مى كند""مجمع البيان،ج۵،ص۲۵"

و نيز در كتاب اكمال الدين صدوق از امام صادق (عليه السلام) در تفسير اين آيه چنين نقل شده : و الله ما نزل تاويلها بعد و لا ينزل تاويلها حتى يخرج القائم فاذا خرج القائم لم يبق كافر بالله العظيم ، به خدا سوگند هنوز محتواى اين آيه تحقق نيافته است و تنها زمانى تحقق مى پذيرد كه قائم خروج كند و به هنگامى كه او قيام كند كسى كه خدا را انكار نمايد در تمام جهان باقي نخواهد ماند .


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387;ساعت 20:48;  توسط سادات; 
وعده تشکیل دین حق توسط امام مهدی عجل الله درقرآن
 

"يريدون ان يطفئوا نور الله بافواههم و يابى الله الا ان يتم نوره و لو كره الكافرون "

" هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون."


آينده در قلمرو اسلام

اين آيه بشارت عالمگير شدن اسلام را به مسلمانان داده و با صراحت مى گويد :
او كسى است كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر تمام اديان پيروز و غالب گرداند ، هر چند مشركان را خوشايند نباشد."يريدون ان يطفئوا نور الله بافواههم و يابى الله الا ان يتم نوره و لو كره الكافرون "

منظور از هدايت دلائل روشن و براهين آشكارى است كه در آئين اسلام وجود دارد و منظور از دين حق همين آئينى است كه اصولش حق و فروعش نيز حق و بالاخره تاريخ و مدارك و اسناد و نتيجه و برداشت آن نيز حق است و بدون شك آئينى كه هم محتواى آن حق باشد و هم دلائل و مدارك و تاريخ آن روشن ، بايد سرانجام بر همه آئينها پيروز گردد .
با گذشت زمان ، و پيشرفت علم و دانش ، و سهولت ارتباطات ، واقعيتها چهره خود را از پشت پرده هاى تبليغات مسموم بدر خواهد آورد و موانعى را كه مخالفان حق بر سر راه آن قرار مى دهند در هم كوبيده خواهد شد ، و به اين ترتيب آئين حق همه جا را فرا خواهد گرفت هر چند دشمنان حق نخواهند و از هيچگونه كار شكنى مضايقه نكنند ، زيرا حركت آنها حركتى است بر خلاف مسير تاريخ و بر ضد سنن آفرينش !

 اين آيه ( هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون. )كه عينا و با همين الفاظ در سوره صف نيز آمده است و با تفاوت مختصرى در سوره فتح تكرار شده ، خبر از واقعه مهمى مى دهد كه اهميتش موجب اين تكرار شده است ، خبر از جهانى شدن اسلام و عالمگير گشتن اين آئين مى دهد .

گرچه بعضى از مفسران پيروزى مورد بحث اين آيه را به معنى پيروزى منطقه اى و محدود گرفته اند كه در عصر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) و يا زمانهاى بعد از آن براى اسلام و مسلمين صورت پذيرفت ولى با توجه به اينكه در آيه هيچگونه قيد و شرطى نيست و از هر نظر مطلق است ، دليلى ندارد كه معنى آن را محدود كنيم مفهوم آيه پيروزى همه جانبه اسلام بر همه اديان جهان است ، و معنى اين سخن آن است كه سرانجام اسلام همه كره زمين را فرا خواهد گرفت و بر همه جهان پيروز خواهد گشت .

شك نيست كه در حال حاضر اين موضوع تحقق نيافته ولى مى دانيم كه اين وعده حتمى خدا تدريجا در حال تحقق است .

تفسیر نمونه-ج ۷- ص۳۶۹-۳۷۳


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387;ساعت 20:26;  توسط سادات; 
گفتگوبابهار

 

                       آب زنید راه را هین که نگار می رسد

                                          مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد 

 

                            

 گفتگوبابهار

السلام علي ربيع العنام ونضرة الايام"

سلام بر آخرین نور هدایت ومعدن رسالت ومحل ورود وخروج ملائکه.

 سلام بر آخرین گنجینه بهار وآخرین حجت خدا بر روی زمین.

 وسلام بر منتظرترین منتظر دنیا.

 نسیم روح فزای زندگی باُامید به اینکه" تو در راهی"دلها را بهاری می کند.

ای مَحرم وجود!‌  قرنها یکی بعد از دیگری در حال گذر است ورفته رفته بر چشمهای

منتظری که به امید وصال شما شب وروزشان یکی شده افزوده می شود.

 مولای خوبم  نمی دانم حال که با شما به گفتگو نشسته ام تا از لحظه های سخت

 جدایی با شما سخن بگویم آیا از من راضی هستیدیا نه؟

 اما عشق ومحبت شما در دلم ولطف ورحمت شمابه من این جسارت را می دهد که

 با وجود همه دشنه هایی که بخاطر معاصیم بر روح شما وارد کرده ام باز هم بتوانم با

 شما گفتگو کنم.

 ای مولای خوبم! که می دانم از همه ما منتظرتری 

 نمی دانم تا کی باید هر صبح  دلم را

  در هوای کویت به پرواز در آورم وبا زمزمه دعای عهد آتش فراقم را افزونتر کنم ودر

غروب هر آدینه دل خسته ام را بر درختی خشکیده فرود آورم.

 وبه امید اینکه تو بیایی

وبا نفس مسیحائیت بر درخت خشکیده قلبم ترنم بهاری بخوانی آدینه ها را یکی پس

 از دیگری سپری کنم.

 مولای مهربانم!  فرمودی که هر لحظه بامایی ومتوجه ما هستی

 فرمودی مراقب ما هستی

فرمودی دلواپس مایی وبرایمان دعا می کنی.

 فرمودی خیلی جاها این شما هستی که کمکمان می کنی.

 اما ای عزیز  ما آدمها که عقلمان در چشممان است  حضورت را نادیده می گیریم وبه

 دنبال هر بهانه ای می گردیم تا بگوئیم حضور تو زمانی باورمان است که ظهور یابد.

مولا جان ۱۱۶۹ سال از غیبتت گذشته.

وتو همچنان در انتظار ۳۱۳ آدم که بشود

 رویشان حساب کرد هستی.

 هیچوقت فکر نمی کردم که آدم شدن اینقدر زمان ببرد.

یک روز با خودم تصمیم گرفتم تمامی جمعه هایی که مولا نبوده ومنتظرانش بر خاک

انتظار سپری کرده اند را بشمارم.  

 پشیمان شدم.می دانستم کاری گزاف است.

 به خودم گفتم:ای آدم پر مدعا که می خواهی انتظار را به شماره آوری.بهتراست به

خود آیی ومهیابودنت را به تصویر بکشی.

به شماره بیاوری که چند انسان منتظر حقیقتا در طول تاریخ وجود داشته اند ویا اصلا

 تو، خود تو چه مقدار زمینه ظهور را در وجودت فراهم آوردی.

 به خودم نهیب زدم که از این به بعد بیا وشماره کن که چه تعداد موانع برای حضور مولا

در این عالم پرآشوب وجود داردوچه تعداد مانع در دل تاریک خودت.

فکر میکنم چه تعداد از گناهان من ممکن باعث تاخیر فرج شده باشد؟!

وآیا من منتظر واقعی هستم

یا اینقدر در دنیای روزمره گی خودم فرو رفته ام که جای

 خالی مولا عذابم نمی دهد؟!

آيا ما به اندازه تشنه اي كه طالب آب است ، تشنه حضور مولا هستيم؟

 ای خوبترین گوهر کمال از آدم تا خاتم واز خاتم تا خامنه ای همه شیعیان به امید

 دیدارت صبوری پیشه کرده اند...ولی دلهای ما بی قرار حضورت شده...

 بیا و دیگر کلمه انتظار را از لغت نامه ها پاک کن.

                      تورا من چشم در راهم...

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387;ساعت 23:57;  توسط سادات; 
ايرانيان و نقش آنان در دوران ظهور

                 بیقرار توام ودر دل تنگم گله هاست            

                                                      آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

                 همچو عکس رخ مهتاب که افتاده درآب

                                                     در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

 

 

                 

 

على كورانى ، ترجمه: عباس جلالى

قبل از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، كشور ايران در تصور غربيها پايگاهى حياتى، آن هم در مرز شوروى و در قلب جهان اسلام به حساب مى‏آمد و از ديدگاه مسلمانها كشورى اسلامى و اصيل به شمار مى‏رفت كه «شاه‏» سر سپرده غرب و هم‏پيمان اسرائيل بر آن حكومت مى‏كرد و براى خوش خدمتى به اربابانش، كشورش را دربست در اختيار و خدمت آنان قرار داده بود.

علاوه بر آنچه كه در تصور ديگران بود، در ذهن يك فرد شيعه ، كشورى بود كه در آن مرقد مطهر امام رضا، عليه‏السلام، و حوزه علميه قم وجود داشت، كشورى داراى تاريخى اصيل و ريشه‏دار در تشيع و علما و انديشمندان شيعه و تاليفات گرانبها، زمانى كه به روايات وارده در خصوص مدح و ستايش ايرانيان بر مى‏خوريم و آنها را بررسى مى‏كنيم، به يكديگر مى‏گوييم: اين روايات مانند روايتهايى است كه مدح و ستايش و يا مذمت اهل يمن، و يا بنى خزاعه را مى‏نمايد. از اين رو هر روايتى كه مدح و ستايش و يا مذمت گروهها و قبيله‏ها و بعضى كشورها را در بر دارد، نمى‏تواند بدون اشكال باشد. گرچه اين روايات صحيح و درست مى‏باشند، اما مربوط به تاريخ گذشته و احوال مختلف ملتهاى صدر اسلام و قرنهاى اوليه آن است.

اين طرز فكر رايج‏بين ما بود، كه امت اسلامى در حالتى جاهلانه، فرمانبردار سلطه كفر جهانى و نوكران اوست، در بين ملتها هيچ يك بر ديگرى برترى ندارد و چه بسا همين ايرانيان مورد بحث، بدتر از ساير ملتها بوده‏اند، به دليل اينكه آنان طرفداران تمدنى كفر آميز و برترى جوييهاى ملى و نژادى بوده‏اند كه سر سپردگانى چون شاه و اربابان غربى‏اش براى ايجاد چنين تز و طرز فكرى و تربيت مردم ايران، بر همين روش پافشارى مى‏كردند.

... تا اينكه پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، مسلمانان را در سطح جهان غافلگير كرد و قلبهاى غمگين آنان را چنان از خوشحالى و شادى سرشار نمود كه در قرنهاى گذشته بى‏سابقه بود، بلكه بالاتر، آنان تصور چنين پيروزى را نداشتند. اين سرور و خوشحالى همه كشورها و ملتهاى مسلمان را در بر گرفت، از جمله مظاهر خوشحالى مردم، اين بود كه همه‏جا صحبت از فضل و برترى ايرانيان و طرفداران سلمان فارسى بود، بطور مثال، يكى از صدها عنوانى كه در غرب و شرق جهان اسلام منتشر و پخش شد، عنوان و تيتر مجله تونسى «شناخت‏» بود كه در آن آمده بود: «پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله، ايرانيان را جهت رهبرى امت اسلامى برمى‏گزيند» اين نوشته‏ها، خاطرات ما را درباره ايرانيان تجديد كرد و دريافتيم رواياتى كه از پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله، درباره آنان وارد شده است تنها مربوط به تاريخ گذشته آنها نبوده، بلكه ارتباط به آينده نيز دارد...


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387;ساعت 12:5;  توسط سادات; 
پرسش هایی پیرامون مسائل مهدویت
                     غروب عمر شب انتظار نزدیک است

                                                                   طلوع مشرقی آن سوار نزدیکست

                      دلم قرار نمی گیرد از تلاطم عشق

                                                                   مگو برای چه، وقت قرار نزدیک است

 

                   

 گفت‌وگو با علامه سيدمحمدحسين طباطبايي

اشاره:
متن حاضر حاصل پرسش و پاسخ‌هايي است كه در زمينة مباحث مختلف مرتبط با موضوع مهدويت، با علامة سيد محمدحسين طباطبايي(ره) صورت گرفته و در كتاب در محضر علامه طباطبايي بوسیله آقای دلشاد تهرانی گرد آمده است.

*اعتقاد به امام غائب چه اثري در تفكر فلسفي و اخلاقي و بالاخره، تمام زندگاني معنوي انسان دارد؟
*در توقيع شريف حضرت ولي‏عصر(عج) آمده است: من كان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً لدينه، مخالفاً لهواه، مطيعاً لأمر مولاه؛ فللعوام أن يقلّدوه؛ هر كدام از فقها كه نفس خويشتن را نگاه دارد، و حافظ دينش باشد، و با هوا و هوس خود مخالفت كند، و از فرمان مولايش اطاعت كند، بر عموم مردم واجب است كه از او تقليد كنند. منظور از صائناً لنفسه، حافظاً لدينه در اين حديث و فرق آن دو چيست؟

*صدقه دادن از طرف امام زمان(ع) چگونه است؟
*راه رسيدن به امام زمان(ع) چيست؟
*آيا در قرآن كريم آيه‏اي در رابطه با رجعت وجود دارد؟
*آيا روايتي كه مي‏گويد: همه در زمان حضرت مهدي(ع) مسلمان مي‏شوند درست است؟
* درباره ظهور حضرت ولي‏عصر(ع) در روايت آمده است: لايظهر إلاّ و يظهر الفساد؛ ظهور نمي‏كند مگر اينكه فساد آشكار گردد. همچنين در احاديث متعدد آمده است: يملأ الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً،4 بعد از اينكه زمين از ظلم پر مي‏گردد، آن را با قسط و داد پر مي‏كند. آيا از اين‏گونه روايات استفاده نمي‏شود كه نبايد با فساد و ظلم و جور مبارزه نمود، تا زمينه ظهور حضرتش فراهم گردد؟
*آيا روايتي كه مي‏گويد: همه در زمان حضرت مهدي(ع) مسلمان مي‏شوند درست است؟
*آيا در قرآن كريم آيه‏اي در رابطه با رجعت وجود دارد؟
* مقصود از دو تعبير اياب و رجعت كه در زيارت جامعه مي‏فرمايد: مؤمنّ بايابكم، مصدّقّ برجعتكم؛ به بازگشت شما ايمان دارم، و رجعت شما را تصديق مي‏نمايم. چيست؟
* بعد از مرگ و انتقال به عالم برزخ، بازگشت به دنيا و ماده چگونه ممكن است؟ و اخبار رجعت را چگونه مي‏شود تصديق كرد؟



ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387;ساعت 12:53;  توسط سادات; 
سيماي جامعه مهدوی در آیات وروایات

َای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد

 

یا درد وغم طی می شود یا شهریاری می رسد 

 بسوي ظهور حاكميت حق

 

جامعه ايده‌آل از دير باز مورد توجه حاكمان و ملل مختلف بوده است و ايده‌ها و طرحهايي نيز در اين زمينه از سوي روشنفكران ارائه شده است.امّا آنچه بيش از همه اذهان را متوجه خود نموده، ايده جامعه آرمانی مهدوی است .

سيماي جامعه مهدوی در آیات وروایات

 

1.  پاكسازي زمين از ظلم و جور :

2.  احياي اسلام ناب محمدي :

3.  وحدت آفريني :

4.  رفاه اقتصادي و بهبود زندگي : 

۵:عدالت اجتماعي

6.  امنيت جهاني :

7.  پويايي علمي :

8.  مديريت همه جانبه :   

لطفا متن کامل را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید

                                               

  

 


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387;ساعت 10:35;  توسط سادات;