سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی
قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز
ورای حد تقریر است شرح آرزومندی
امشب شب عجیبیه ...
بعضی شبها در سال هستند که خدا همه ی همه ی درهاشو باز می کنه ... بعضی شبها در سال هستند که آغوش خدا باز بازه ... به روی همه ... فقط کافیه بخوای.
...
امشب ...
امشب خیلی ها منتظرمونن ... همسایه ی قدیمی ... فامیل ... آشنا ها ... خیلی ها که ما یادشون نیستیم امشب چشمشون به لبهای ماست که بلکه باز بشه و به فاتحه ای به دادشون برسه ...
...
خدا به حضرت موسی گفت: موسی! به مردم بگو با زبونی از من حاجتشونو بخوان که باهاش گناه نکرده باشن ... موسی پرسید: مگه می شه؟ حتی یک گناه ؟؟! خدا به موسی گفت : اگه هر کدومتون حاجت اون یکی رو از من بخواد حاجت هرکس با زبونی گفته شده که با اون زبون گناه نکرده ...
...
امشب ...
امشب همدیگه رو دعا کنیم!!
برای ظهور او دعا کنیم : خدا کند که بیایی
خود سازی بهترین انتظار است.
مطالب زیر گزیده ای از توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی قاضی (ره) است که به شاگردان و اطرافیان خود فرموده اند و ما آن ها را به اختصار ذکر می نماییم.باشد که کلامش چون صاعقه ای بر قلبمان بدرخشد و راهنمایمان در تاریکی ها باشد.
ادامه مطلب را بخوانید.
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
می خواهم با طرح سوالاتی در باب انتظار و شرکت دوستان نویسنده وبلاگ و خوانندگان محترم در بحث، هر چه بیشتر مطلب روشن شود و معرفت مان نسبت به امام عصر (عج) کامل تر گردد.
جامعه ای که امنیت در آن برقرار است ، به رفاه رسیده است ، آزادی در آن وجود دارد ،حقوق بشر در آن به بهترین شکل رعایت می شود و حتی عدالت به بهترین نحو ممکن در آن اجرا می شود.حالا
دیگر آن جامعه منتظر چه آرمانی باید باشد؟
آیا ظهور امام عصر در این جامعه توجیهی دارد؟
ممکن است بگوییم برای رساندن انسانها به معنویت و عرفان ، حضرت باید ظهور کنند.
آیا آرمان حضرت رساندن انسانها به معنویت و عرفان است؟
والسلام
قاصدک شب:
باید دید که آیا اصلا این رفاه و آزادی پاسخگوی انسان امروز است یا به چیز دیگری نیاز است که از درون انسان را دلتنگ و آشفته می کند.
تمامی آدمها با هر دین و مذهب و آرمانی در درون به کمال نیازمندند که با تمام دست آوردهای بشر نمی توان به آن رسید.شاید فراوانی علوم و ناشناخته های بسیار این عالم این حس را بوجود می آورد که انسان هیچگاه به سرمنزل مقصود نرسیده و همیشه راه برای رفتن هست...
باید دید این انتظاری که بشر به امید آن زنده است واقعا بخاطر چیه و چگونه می شه به این انتظار بشکلی درست پاسخ داد...
ذات بشر بخاطر نواقصی که داره همیشه نیازمند راهبری است که مسیر رو بهش نشون بده و غیبت طولانی مولا این انسان منتظر رو تشنه تر می کنه.ای کاش با این خواهش درونی با شناخت برخورد بشه...
اللهم عجل لولیک الفرج

