بیا تا برایت بگویم...
بیاآقا....بیا ای سحرخیزمدینه گل خوشبوی نرگس!
با ترنم باران بیا...با شروع اشکهایم بیا...
بیا تابرایت بگویم...
چه می کشد آنکه غریب است در ازدحام آشنا .........
در ازدحام بی کسی فریاد زنم خدایاجانم بر لب آمد
از اینهمه ملامت...دوروییها..نیرنگ ها...
از این همه دربه دری...ازاین همه فساد و ظلم وریا...
آقا!
آقا جان!
آقاي يگانه من!
مظلومترين!
تنهاترين!
و چرا نه؟!
چرا، چنين نکنم؟ در حالي که مي دانم، به يقين مي دانم که تو مولاي دريادل من( که چقدر کوچک است دريا براي نشان دادن مهرباني تو و چقدر کلمات محدودند براي بيان احساس من!)
هر روز و همه شب، لحظاتي از زندگي گران بار خويش را به ياد من بوده اي ...
و براي من، اين موجود کوچک سراپا تقصير، دست به دعا برداشته اي..
و چه زلال
اي زلالترين!
اشک ريخته اي
اشکي براي من
اشک تو براي من
اشکي براي سبک شدن کوله بار گناه من!
آه اي خداي من!
پس اگر تمام زندگي خويش را و لحظه به لحظه آن را وقف تو کنم، هنوز هم هيچ نکرده ام و هنوز هم در خم ابتدايي ترين کوچه عشق تو مانده ام ..من عهد کرده بودم ..
با خود و خداي خويش، که لحظات زندگي ام را با ياد تو گره بزنم
و اکنون ....
اکنون که زندگي ام به اندازه بيست و چهار سال خزان زده است سر به زيرم، شرمگين ام ...
از اين که نتوانسته ام آنچنان که بايد و ان سان که شايد
به عهد خويش وفا کنم که به خدا، سخت زمانهاي شده است براي عاشقان تو
اينک اي دريادل ترين!
مي خواهم بسان مورچه اي که به اندازه توان خويش تحفه اي براي سليمان مي برد هديه اي به بارگاه تو تقديم کنم .
و مي دانم که سرزنشم نخواهي کرد، از اين که هديه ام کوچک است در برابر عظمت تو.
اکنون به لطف و مهرباني خويش،
هديه مرا بپذير
دل جوان مرا بپذير
دلی راکه با محبت تو آشنا کرده ام و شهد شيرين تر از عسل مهرت را، نه جرعه جرعه که دريا دريا، در کام جانش ريخته ام
و بگذار تا فدايي تو باشد....گرچه باگذرزمان ازفراق ودوری توبه سالهای پیری خود می رسد...می خواهم فداشود...
فدا شود به راه تو
که همه چيز مني
و همه هستي او
اي تمام سرمايه زندگاني من
اي نهايت سراسر آرزوي من
اي محبوب آسماني من
واما ................................
سکوت من دوباره در ازدحام بی کسی گم میشودو باز در میان هیاهو و ازدحام بدنبال گمگشته ام که ازدورنور پاکش را که برقلبم حس میکنم...
به امید وصل نزدیکش به او خود را به دست باد میسپارم ودعای فرج را زمزمه می کنم.......
التماس دعای فرج


